بررسی رابطه استفاده از هوش مصنوعی با میزان ( خودکارامدی واقعی دانش آموز) یا اعتماد به نفس کاذب
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 54
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFSSPS01_1619
تاریخ نمایه سازی: 9 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه استفاده از هوش مصنوعی با میزان خودکارآمدی واقعی دانش آموزان و نیز احتمال شکل گیری اعتماد به نفس کاذب در فرایند یادگیری انجام شده است. مسئله اصلی این است که کاربرد روزافزون ابزارهای هوش مصنوعی در تکالیف، حل مسئله و تولید پاسخ، از یک سو می تواند به یادگیری، سرعت عمل و کاهش اضطراب تحصیلی کمک کند و از سوی دیگر ممکن است ادراک نادرستی از توانایی واقعی در دانش آموز ایجاد کند. این مطالعه با رویکرد تحلیلی توصیفی و با استفاده از روش مرور اسنادی، تحلیل مفهومی و تبیین تطبیقی انجام شده است. در روند پژوهش، ابتدا مفاهیم خودکارآمدی واقعی، اعتماد به نفس کاذب و یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی تعریف و مرزبندی شد. سپس یافته های نظری و پژوهشی مرتبط با نقش هوش مصنوعی در عملکرد تحصیلی، انگیزش، استقلال یادگیری و ادراک شایستگی مورد بررسی قرار گرفت. مدل تحلیل مطالب در این پژوهش بر پایه تحلیل مضمون و مقایسه سه گانه «میزان استفاده از هوش مصنوعی»، «سطح درگیری شناختی دانش آموز» و «درک او از توانایی شخصی» سامان یافت. بر اساس این مدل، استفاده هدایت نشده و پاسخ محور از هوش مصنوعی، به ویژه زمانی که بدون تمرین، بازاندیشی و سنجش فردی همراه باشد، می تواند به شکل گیری اعتماد به نفس کاذب منجر شود. در مقابل، استفاده هدفمند، تدریجی و آموزشی از هوش مصنوعی، هنگامی که با پرسشگری، تحلیل، بازخورد و ارزیابی عملکرد واقعی همراه باشد، می تواند خودکارآمدی اصیل را تقویت کند. یافته ها نشان دادند که رابطه میان هوش مصنوعی و خودکارآمدی، رابطه ای خطی و ساده نیست، بلکه به نوع استفاده، میزان نظارت معلم، سطح مهارت یادگیرنده و شیوه ارزشیابی وابسته است. همچنین مشخص شد هرچه دانش آموز بیشتر به پاسخ آماده متکی شود و کمتر در فرایند فهم، تمرین و خطا مشارکت کند، احتمال فاصله گرفتن ادراک او از توانایی واقعی افزایش می یابد. در مقابل، هرچه استفاده از هوش مصنوعی در نقش ابزار کمکی برای تمرین، توضیح، اصلاح و خودسنجی به کار رود، زمینه برای رشد احساس توانمندی واقعی بیشتر فراهم می شود. در نتیجه، هوش مصنوعی به خودی خود نه عامل تقویت خودکارآمدی واقعی است و نه علت قطعی اعتماد به نفس کاذب، بلکه نوع کاربست آموزشی آن تعیین کننده پیامد نهایی است. از این رو، پیشنهاد می شود مدارس و معلمان با طراحی چارچوب های تربیتی و ارزشیابی دقیق، استفاده آگاهانه از هوش مصنوعی را در مسیر تقویت یادگیری واقعی و پیشگیری از خودپنداره نادرست هدایت کنند.
کلیدواژه ها:
کلمات کلیدی: هوش مصنوعی ، خودکارآمدی واقعی ، اعتماد به نفس کاذب ، دانش آموز ، یادگیری ، ارزشیابی آموزشی ، ادراک توانمندی
نویسندگان
مهدیه گلابگیر
کارشناسی ارشد علوم اجتماعی،دبیر علوم اجتماعی