الگوی خودتنظیمی نشانه ای در بازتولید معناهای کیهان شناختی معماری قاجار اصفهان بر پایه نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 44 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFNASHR05_024
تاریخ نمایه سازی: 7 شهریور 1405
چکیده مقاله:
معماری دوره قاجار در اصفهان عرصه ای است که در آن تداوم الگوهای معماری ایرانی با کدهای فرهنگی جدید ناشی از تحولات تاریخی و ارتباط با جهان جدید مواجه می شود. این وضعیت خانه های قاجاری را به بستری برای بررسی چگونگی حفظ، بازتفسیر و بازتولید معناهای فرهنگی در فرآیند تغییرات معماری تبدیل کرده است؛ زیرا در این بناها معنا تنها در عناصر تزیینی ظاهر نمی شود بلکه در نحوه سازمان دهی فضا و روابط میان اجزای معماری نیز استمرار می یابد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مدلسازی سازوکار خودتنظیمی نشانه ای و تبیین چگونگی بازتولید معناهای کیهان شناختی در معماری قاجار اصفهان بر پایه نظریه نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان است. مسئله اصلی پژوهش آن است که معماری قاجار چگونه توانسته است در مواجهه با کدهای فرهنگی جدید، معناهای کیهان شناختی فرهنگ ایرانی را در ساختار فضایی خود حفظ و بازآفرینی کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از مفاهیم سپهر نشانه ای، ترجمه فرهنگی، مرز و خودتنظیمی در نظریه لوتمان، معماری را به عنوان نظامی نشانه ای تحلیل می کند که در آن عناصر فضایی قابلیت تولید و انتقال معنا دارند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی و تحلیل ویژگی های فضایی سه خانه تاریخی قاجار اصفهان شامل خانه قزوینی ها، ملاباشی و علافچیان گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که بازتولید معناهای کیهان شناختی در معماری قاجار اصفهان عمدتا از طریق جابه جایی بار معنایی از سطح تزیینات به سازمان فضایی، ساختار پلان، جهت گیری فضاها و روابط سلسله مراتبی تحقق یافته است. بر پایه این تحلیل مدل سه مرحله ای؛ ۱) پایداری سنت(حفظ عناصر فرهنگی بنیادین)، ۲) میانجیگری فرهنگی(انتقال معناها میان لایه های مختلف فرهنگی) و ۳) آفرینش فضایی(خلق ساختارهای فضایی سازگار با معناهای کیهانی) برای تبیین سازوکار خودتنظیمی نشانه ای ارائه می شود که نوآوری اصلی پژوهش را تشکیل می دهد. این مدل نشان می دهد که تداوم هویت فرهنگی و جهان بینی کیهان شناختی در معماری ایرانی، حاصل بازآفرینی پویا و درون زاد معنا در ساختار فضایی است و از این رو می تواند چارچوبی تحلیلی برای تبیین نسبت فرهنگ، معنا و معماری در مطالعه بناهای تاریخی ایران فراهم آورد.
نویسندگان
فاطمه رستا
دانشجوی کارشناسی ارشد ایرانشناسی- فرهنگ مردم، آداب و رسوم و میراث فرهنگی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، fatima.rasta۱۴۰۰@gmail.com
سامان قاسمی فیروزآبادی
استادیارگروه ایرانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، ghasemi@meybod.ac.ir