نقش هوش مصنوعی در بازآفرینی و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی: فرصت ها، چالش ها و الزامات سیاست گذاری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFNASHR05_004

تاریخ نمایه سازی: 7 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در بازآفرینی و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی، با تاکید بر شناسایی فرصت ها، چالش ها و الزامات سیاست گذاری انجام شده است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از حیث ماهیت، توصیفی- تحلیلی با رویکردی آمیخته (کمی- کیفی) از نوع اکتشافی متوالی است. جامعه آماری شامل ۱۹۶ نفر از مدیران و کارشناسان نهادهای فرهنگی و هنری، هنرمندان، اساتید دانشگاهی و کارشناسان فناوری اطلاعات می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه محقق ساخته با ۴۰ گویه در چهار بعد فرصت های فنی-تولیدی، فرصت های فرهنگی-اجتماعی، چالش های حقوقی-اخلاقی و چالش های فرهنگی-اجتماعی، و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از خبرگان حوزه سیاست گذاری فرهنگی، هنر و هوش مصنوعی بوده است. تحلیل داده های کمی با استفاده از آزمون t تک نمونه ای، تحلیل عاملی تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام شده است. همچنین، برای اولویت بندی فرصت ها و چالش ها از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. داده های کیفی با استفاده از تحلیل محتوای موضوعی در نرم افزار MAXQDA تحلیل گردیده است.نتایج نشان داد که هوش مصنوعی با ضریب مسیر ۰.۶۸ (t=۸.۴۲ تاثیر مثبت و معناداری بر بازآفرینی و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی دارد، اما چالش های حقوقی و اخلاقی با ضریب مسیر ۰.۵۴- (t=۶.۷۲) تاثیر منفی و معناداری بر این فرآیند دارند. فرصت ها و چالش های هوش مصنوعی در مجموع ۵۸.۴ درصد از واریانس بازآفرینی و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی را تبیین می کنند. مهم ترین فرصت ها عبارت اند از: احیای هنرهای سنتی (میانگین ۴.۵۶)، مستندسازی میراث فرهنگی (میانگین ۴.۴۸) و خلق آثار هنری نوین (میانگین ۴.۳۶). مهم ترین چالش ها نیز شامل ابهام در مالکیت معنوی و حق مولف (میانگین ۴.۶۴)، کاهش نقش خلاقیت انسانی (میانگین ۴.۵۲) و سوگیری الگوریتم ها (میانگین ۴.۳۸) می باشند. اولویت بندی با روش AHP نشان داد که فرصت های فنی-تولیدی (وزن ۰.۲۸۴) مهم ترین و چالش های فرهنگی-اجتماعی (وزن ۰.۲۱۴) کم اهمیت ترین ابعاد هستند. چارچوب سیاست گذاری پیشنهادی با ضریب مسیر ۰.۶۴ (t=۷.۹۸) تاثیر مثبت و معناداری بر بهره گیری مسئولانه و اثربخش از هوش مصنوعی دارد و پیاده سازی آن منجر به کاهش ۳۴.۶ درصدی نگرانی های حقوقی و اخلاقی، افزایش ۲۸.۴ درصدی تولیدات هنری مبتنی بر هوش مصنوعی و ارتقای ۲۲.۸ درصدی جایگاه بین المللی هنر ایران می شود.هوش مصنوعی با وجود فرصت های تحول آفرین در بازآفرینی و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی، با چالش های جدی حقوقی، اخلاقی و اجتماعی مواجه است که تدوین چارچوب جامع سیاست گذاری با رویکرد تحلیلی-نهادی و آینده نگرانه را ضروری می سازد. الزامات سیاست گذاری شامل تدوین چارچوب حقوقی و اخلاقی شفاف، بازاندیشی گفتمانی در مفاهیم بنیادین خلاقیت، تحول در سازوکارهای حکمرانی و توجه به عدالت توزیعی و صیانت از سرمایه های فرهنگی می باشد. تحقق این مهم نیازمند گذار از رویکردهای سنتی به سیاست گذاری فعال و هوشمند در عرصه فرهنگ و هنر در عصر دیجیتال است

نویسندگان

عبدالقادر باوردی

کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، گرایش مدیریت مالی دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران