راهبردهای سیاست گذاری فرهنگی در توسعه و ترویج هنر معاصر ایران: موانع و چشم اندازها
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFNASHR05_001
تاریخ نمایه سازی: 7 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای سیاست گذاری فرهنگی در توسعه و ترویج هنر معاصر ایران، با تاکید بر شناسایی موانع موجود و ترسیم چشم اندازهای آینده، و ارائه چارچوبی راهبردی برای سیاست گذاری فرهنگی در حوزه هنر معاصر انجام شده است .این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از حیث ماهیت، توصیفی- تحلیلی با رویکردی آمیخته (کمی- کیفی) از نوع اکتشافی متوالی است. جامعه آماری شامل ۲۰۸ نفر از مدیران و کارشناسان نهادهای فرهنگی و هنری، هنرمندان و اساتید دانشگاهی می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه محقق ساخته با ۴۴ گویه در چهار بعد نظری-ساختاری، نهادی- حقوقی، اقتصادی-مالی و بین المللی- دیپلماسی، و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۲۵ نفر از خبرگان حوزه سیاست گذاری فرهنگی، هنر معاصر و آینده پژوهی بوده است. تحلیل داده های کمی با استفاده از آزمون t تک نمونه ای، تحلیل عاملی تاییدی، تحلیل واریانس یک طرفه و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام شده است. همچنین، برای اولویت بندی موانع از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. داده های کیفی با استفاده از تحلیل محتوای موضوعی در نرم افزار MAXQDA تحلیل گردیده است .نتایج نشان داد که چهار دسته مانع شناسایی شده در مجموع ۶۴.۲ درصد از واریانس عدم توسعه هنر معاصر را تبیین می کنند. موانع نظری-ساختاری با میانگین ۴.۵۸ از ۵ و بار عاملی ۰.۹۴، مهم ترین دسته موانع هستند و «فقدان نظریه فرهنگی مشخص در سیاست گذاری» با میانگین ۴.۶۸، مهم ترین زیرمعیار شناسایی شده است. موانع نهادی-حقوقی با میانگین ۴.۳۲ و بار عاملی ۰.۸۹ و موانع اقتصادی- مالی با میانگین ۴.۱۸ و بار عاملی ۰.۸۵ در رتبه های بعدی قرار دارند. اولویت بندی با روش AHP نشان داد که موانع نظری- ساختاری (وزن ۰.۳۲۴) مهم ترین و موانع بین المللی- دیپلماسی (وزن ۰.۱۷۴) کم اهمیت ترین دسته موانع هستند. چارچوب راهبردی پیشنهادی شامل تدوین نظریه فرهنگی مشخص، برنامه ریزی بلندمدت و آینده نگرانه، ایجاد ساختارهای نهادی منسجم، تقویت حمایت های مالی پایدار و توسعه حضور موثر در بازارهای جهانی، با ضریب مسیر ۰.۷۲ t=۹.۶۴،، تاثیر مثبت و معناداری بر توسعه و ترویج هنر معاصر ایران دارد. پیاده سازی این چارچوب منجر به افزایش ۳۴.۶ درصدی تولیدات هنری، افزایش ۲۸.۴ درصدی حضور بین المللی هنر ایران، افزایش ۲۲.۸ درصدی سهم هنر ایران در اقتصاد خلاق و افزایش ۳۶.۴ درصدی رضایت هنرمندان از سیاست های حمایتی می شود. سیاست گذاری فرهنگی در حوزه هنر معاصر ایران با موانع چندوجهی نظری- ساختاری، نهادی- حقوقی، اقتصادی- مالی و بین المللی- دیپلماسی مواجه است که مهم ترین آن ها فقدان نظریه فرهنگی مشخص در سیاست گذاری و نبود چشم انداز روشن و برنامه ریزی بلندمدت می باشد. چارچوب راهبردی پیشنهادی با رویکرد تحلیلی-نهادی و آینده نگرانه، راهکاری موثر برای رفع این موانع و تحقق توسعه و ترویج هنر معاصر ایران ارائه می دهد. تحقق این مهم نیازمند گذار از «اجرای صرف» به «سیاست گذاری فعال» و بازتعریف نقش حاکمیتی در نسبت با توسعه، اقتصاد و دیپلماسی فرهنگی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عبدالقادر باوردی
کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، گرایش مدیریت مالی دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران