مقایسه تاثیر تدریس مشارکتی با رویکرد ساخت گرایی اجتماعی و تدریس سنتی سخنرانی محور بر پرورش مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3100

تاریخ نمایه سازی: 7 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو روش تدریس مشارکتی مبتنی بر ساخت گرایی اجتماعی و تدریس سنتی سخنرانی محور بر پرورش مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله در دانش آموزان انجام شده است. در عصر کنونی که جوامع بشری با مسائل پیچیده و چندوجهی مواجه هستند، نظام های آموزشی ناگزیر از بازنگری در روش های تدریس سنتی و روی آوردن به رویکردهایی هستند که دانش آموزان را برای زیستن در جهانی متغیر و نامطمئن آماده می سازد. تفکر انتقادی به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و استدلال آوری مبتنی بر شواهد و حل مسئله به عنوان توانایی شناسایی مسئله، تولید راهکارهای بدیل و انتخاب موثرترین راهکار، از جمله شایستگی های کلیدی قرن بیست و یکم محسوب می شوند. تدریس مشارکتی با رویکرد ساخت گرایی اجتماعی، یادگیری را در بستر تعامل اجتماعی، گفت وگو، همیاری و حل مسئله جمعی مفهوم سازی می کند و بر این باور است که دانش به جای انتقال از معلم به دانش آموز، در فرآیند تعامل و مذاکره میان اعضای گروه ساخته می شود. در مقابل، تدریس سنتی سخنرانی محور بر انتقال یک طرفه اطلاعات از معلم به عنوان مرجع دانش به دانش آموزان به عنوان گیرندگان منفعل تاکید دارد. یافته های این بررسی نشان می دهد که تدریس مشارکتی با رویکرد ساخت گرایی اجتماعی در مقایسه با روش سنتی، تاثیر عمیق تر و پایدارتری بر پرورش هر دو مهارت تفکر انتقادی و حل مسئله دارد. این تفاوت به عوامل متعددی نسبت داده می شود: قرار گرفتن دانش آموزان در موقعیت نیاز به استدلال و دفاع از عقاید خود در برابر همگروهی ها، مواجهه با دیدگاه های متعدد و گاه متعارض، تمرین منظم مهارت های پرسش گری، تحلیل و ارزیابی در چارچوب فعالیت های گروهی، و بازخورد فوری و مستمر از سوی همسالان و معلم. روش سنتی اگرچه در انتقال حجم بالایی از اطلاعات در زمان کوتاه موثر است، اما فرصت کافی برای تمرین و درونی سازی مهارت های تفکر سطح بالا را فراهم نمی آورد و معمولا به یادگیری سطحی و کوتاه مدت منجر می شود. نتیجه نهایی آنکه تغییر رویکرد از تدریس سخنرانی محور به تدریس مشارکتی ساخت گرا، مستلزم بازنگری در نقش معلم (از سخنران به تسهیل گر)، طراحی محیط های یادگیری تعاملی، و ارزشیابی فرآیند محور است و سرمایه گذاری در این حوزه، سرمایه گذاری بر آینده توانمندی های شناختی نسل جوان محسوب می شود.