تحلیل تطبیقی رویکردهای تربیت اخلاقی در نظام های آموزشی ایران و ژاپن

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CPESCONF29_097

تاریخ نمایه سازی: 3 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی رویکردهای تربیت اخلاقی در نظام های آموزشی ایران و ژاپن انجام شده و با بهره گیری از روش مطالعهی اسنادی و تحلیل محتوای کیفی، به بررسی نظام مند ابعاد مختلف این دو رویکرد در سطوح مبانی فلسفی و دینی، سیر تاریخی تحول، محتوای برنامهی درسی، روش ها و الگوهای اجرایی، نقش نهادهای غیررسمی همچون خانواده و نهادهای دینی، و چالش ها و کاستی های موجود پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تربیت اخلاقی در ایران با خاستگاهی دینی و با تکیه بر آموزه های اسلامی، فطرت محوری و آرمان حیات طیبه سامان یافته و هدف غایی آن، دستیابی به تعالی معنوی و تقرب الهی است، در حالی که در ژاپن، این حوزه با وجود ریشه های تاریخی در سنت های کنفوسیوسی، بودایی و شینتویی، در دوران مدرن به یک حوزهی درسی مستقل با رویکردی سکولار و شهروندی تبدیل شده و بر پرورش فردی مسئول، مشارکت جو و هماهنگ با نظم اجتماعی تمرکز دارد. این تفاوت بنیادین در منبع مشروعیت بخش، بر کلیهی ابعاد تربیت اخلاقی از جمله محتوای برنامهی درسی، روش های تدریس، نقش نهادهای دینی و شیوهی ارزیابی سایه می افکند و دو الگوی متمایز از تربیت اخلاقی را شکل می دهد که از یک سو می توان آن ها را به ترتیب «الگوی اطاعت محور» و «الگوی مشارکت محور» نامید و از سوی دیگر، هر یک نقاط قوت و محدودیت های خاص خود را دارند. در کنار این تفاوت ها، شباهت های قابل توجهی نیز میان دو نظام وجود دارد که از جملهی آن ها می توان به تاکید بر نقش الگویی معلمان، اهمیت تجربهی زیسته و مناسک جمعی، توجه به آداب و ارزش های فرهنگی بومی، و تلاش برای ایجاد تعادل میان حقوق فردی و مسئولیت های اجتماعی اشاره کرد. در عین حال، هر دو نظام با چالش های مشترکی همچون تاثیر فزایندهی جهانی شدن و فناوری های نوین ارتباطی بر ارزش های اخلاقی سنتی، گسترش فردگرایی و نسبی گرایی اخلاقی، شکاف میان اهداف اعلامی و واقعیت های اجرایی، و دشواری انتقال ارزش های اخلاقی در جوامع در حال تحول مواجه هستند. در پایان، پژوهش حاضر با تاکید بر ظرفیت های متقابل یادگیری میان دو نظام، مجموعه ای از پیشنهادهای کاربردی را در سطح محیط آموزشی صورت بندی کرده است که از جملهی آن ها می توان به بازتعریف جایگاه تربیت اخلاقی در ساختار آموزشی، تقویت استدلال اخلاقی و تفکر انتقادی، استفاده از روش های متنوع و خلاقانه، تقویت پیوند مدرسه و خانواده، توجه به فضای فیزیکی و نمادهای مدرسه ای، توانمندسازی معلمان، توجه به تفاوت های فردی و فرهنگی، و ایجاد نظام ارزیابی مستمر اشاره کرد. این پژوهش می تواند گامی موثر در جهت تقویت گفت وگوی علمی میان پژوهشگران ایرانی و ژاپنی، شناخت عمیق تر ظرفیت ها و چالش های تربیت اخلاقی در دو نظام آموزشی، و در نهایت ارتقای کیفیت تربیت اخلاقی در مدارس باشد.

نویسندگان

مریم مهدیپور

۱- کارشناسی آموزش ابتدایی

منیژه جزیکی

۲- کارشناسی آموزش ابتدایی

شهین علیمردانی

۳- کارشناسی علوم اجتماعی

معصومه سرلک

۴- کارشناسی حرفه ای مدیریت دفتری