تحلیل تطبیقی ساختار گفتمانی زبان تن و امر قدسی در اشعار غنایی آسو اوستا و فروغ فرخزاد
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICLLCGH04_004
تاریخ نمایه سازی: 3 شهریور 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با رویکردی تحلیلی تطبیقی به بررسی ساختار گفتمانی «زبان تن» و «امر قدسی» در اشعار غنایی آسو اوستا و فروغ فرخزاد می پردازد و می کوشد چگونگی بازنمایی تجربه عاشقان هدر شعر این دو شاعر معاصر را در نسبت با بدن مندی، قداست، زمان مندی و جاودانگی هنری تبیین کند. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی در چارچوب مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی است و داده های پژوهش از خالل تحلیل ده شعر منتخب از هر شاعر استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد که هر دو شاعر در بازآفرینی شعر غنایی معاصر، از الگوهای سنتی فاصله گرفته وعشق را در هیئت تجربهای زیسته، انضمامی، بحرانی و در عین حال رهایی بخش صورت بندی می کنند. با این حال، جهت گیری گفتمانی آنها یکسان نیست؛ در شعر فروغ فرخزاد، حرکت غالب از «تن به امر قدسی» است، به گون های که بدن، بوسه، آغوش و تجربه جسمانی از رهگذر زبان شاعرانه به مرتب های قدسی و زاینده ارتقا می یابند. در مقابل، آسو اوستا غالبا از «امر قدسی به تن» حرکت می کند و با احضار نمادهای آیینی و کهن الگوهای قدسی، فضاهای مادی، روزمره و عاطفی را تطهیر و معناگذاری می کند. همچنین، هر دو شاعر زمان مکانیکی و فرساینده را عامل زوال عشق می دانند، اما پاسخ فروغ به این بحران، پناه بردن به شور و جنون عاشقانه است، در حالی که اوستا آن را در قالب درام های شهری، طنز تلخ و خودآگاهی زبانی بازنمایی می کند. در سطح فرجامین نیز فروغ جاودانگی عشق را در «صدا» و آسو اوستا در «متن» و «امضا» جست وجو می کند. بر این اساس، می توان گفت شعر غنایی معاصر در آثار این دو شاعر، عرصه بازتعریف رابطه تن، روح، زمان و هنر است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب نوروزعلی
دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس گروه دروس عمومی، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران. رایانامه