تاثیر آموزش خلاقانه دانش ادبی و ارکان تشبیه بر تقویت مهارت تحلیل ادبی دانش آموزان پایه هشتم

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AIITLAETMES01_248

تاریخ نمایه سازی: 1 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف واکاوی و تبیین نقش راهبردی آموزش خلاقانه در تعمیق درک دانش ادبی و ارکان تشبیه در میان دانش آموزان پایه هشتم تدوین شده است؛ در نظام های آموزشی نوین، گذار از رویکردهای سنتی و حافظه محور به سمت شیوه های یادگیری فعال و خلاقانه، به عنوان یکی از ضرورت های غیرقابل انکار برای ارتقای تفکر انتقادی و مهارت های تحلیلی مطرح است و در این میان، ادبیات فارسی به عنوان بستری غنی برای پرورش قوه تخیل و قدرت استنتاج، جایگاهی ممتاز دارد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چرا بسیاری از دانش آموزان در تحلیل متون ادبی دچار چالش های شناختی هستند و چگونه می توان با استفاده از روش های نوین آموزشی نظیر بازی وارسازی، یادگیری معکوس و استفاده از ابزارهای بصری، ارکان چهارگانه تشبیه (مشبه، مشبه به، وجه شبه و ادات تشبیه) را از یک مفهوم انتزاعی به یک مهارت کاربردی و شهودی در تحلیل ادبی تبدیل کرد؛ این مقاله با اتخاذ رویکردی آمیخته (کمی-کیفی)، به بررسی تاثیر به کارگیری کارگاه های قصه گویی تصویری و تحلیل متن در فضای مشارکتی بر میزان تسلط دانش آموزان بر شناسایی و ساخت تشبیهات خلاقانه پرداخته و اهمیت این امر را از منظر توسعه سواد ادبی و تقویت ذهنیت هنری دانش آموزان بررسی کرده است. اهداف کلان این مطالعه شامل شناسایی شکاف های موجود در شیوه های تدریس فعلی، طراحی یک مدل آموزشی مبتنی بر خلاقیت برای آموزش ارکان تشبیه، و سنجش میزان ارتقای توانایی دانش آموزان در مواجهه با متون ادبی است که در این راستا، سوالات اصلی پژوهش بر تفاوت معنادار عملکرد گروه آزمایش و کنترل و چگونگی تاثیر متغیرهای مستقل (آموزش خلاقانه) بر متغیر وابسته (مهارت تحلیل ادبی) متمرکز گردیده است؛ پیشینه پژوهش نشان می دهد که اگرچه تحقیقات متعددی در حوزه آموزش ادبیات انجام شده، اما خلا جدی در پیوند میان “خلاقیت محوری” و “آموزش دقیق آرایه های ادبی” به ویژه در سنین نوجوانی (پایه هشتم) همچنان احساس می شود. یافته های اولیه حاصل از این پژوهش که از طریق آزمون های پیش -پس آزمون و تحلیل محتوای آثار تولیدی دانش آموزان استخراج شده، حاکی از آن است که رویکردهای خلاقانه نه تنها منجر به افزایش انگیزه درونی و مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس درس می گردد، بلکه توانایی انتزاع و تحلیل ارکان تشبیه را در ایشان به نحو چشمگیری بهبود بخشیده و بستری مناسب برای گذار از درک سطحی به درک عمیق ادبی فراهم می آورد. در نهایت، بخش بحث این مقاله استدلال می کند که آموزش ادبیات زمانی اثربخش خواهد بود که معلم بتواند با شکستن قالب های خشک آموزشی، دانش آموز را به عنوان یک “خالق” در فرآیند تحلیل متن مشارکت دهد؛ نتیجه گیری این پژوهش بر ضرورت بازنگری در شیوه های تدریس کتب ادبی و جایگزینی روش های ابداعی مبتنی بر دانش پژوهی فعال تاکید می ورزد و پیشنهاد می کند که با ادغام روش های خلاقانه در سرفصل های آموزشی پایه هشتم، می توان به ارتقای سطح سواد ادبی و تقویت قدرت تحلیل دانش آموزان در مواجهه با متون نظم و نثر دست یافت، که این امر در بلندمدت زیربنای مستحکمی برای پرورش تفکر خلاق و لذت بردن از زیبایی های نهفته در متون ادبی فارسی ایجاد خواهد کرد و نهایتا، این مقاله با ارائه راهکارهای اجرایی برای معلمان ادبیات، دریچه ای نو به سوی تحول در آموزش آرایه های ادبی گشوده و مسیر را برای پژوهش های آتی در زمینه روان شناسی آموزش ادبیات هموار می سازد.

نویسندگان

مرضیه محمدنیا

کارشناسی زبان و ادبیات فارسی