شعر پسا نیمایی به مثابه ی نوعی جغرافیای عاطفی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CTSTE02_2068
تاریخ نمایه سازی: 1 شهریور 1405
چکیده مقاله:
جغرافیای عاطفی، به مثابه ی یکی از رویکردهای نوین در نقد ادبی و مطالعات میان رشته ای، به بررسی نسبت میان مکان های عینی و ذهنی با عواطف و احساسات انسانی می پردازد. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر این مفهوم، شعر پسا نیمایی ایران را به عنوان گونه ای ادبی بازتعریف کند که در آن، فضا دیگر صرفا یک بستر یا پس زمینه نیست، بلکه عاملی پویا و کنشگر در تولید معنا و بازنمایی عواطف به شمار می رود. در این جستار، پس از بررسی بنیان های نظری جغرافیای عاطفی در آرای اندیشمندانی همچون تیفانی، رالف، دوسرتو و بشرا، به تحلیل نمونه هایی از اشعار شاعران برجسته ی پسا نیمایی (از مشروطه ی دوم تا دهه ی هفتاد) پرداخته می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که مولفه هایی چون «شهر زخمی»، «کوچه های بن بست»، «ایستگاه های متروک» و «خانه های بی پناه» در شعر این دوره، نه تنها بازتاب دهنده ی واقعیت های عینی زیست جهان شاعرند، بلکه به مثابه ی استعاره هایی برای بازنمایی بحران های هویتی، دل زدگی وجودی و آرزوی رستگاری در فضای مدرن شهری عمل می کنند. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی با رویکرد میان رشته ای (ادبیات، روان شناسی محیطی و جغرافیای انسانی) است و داده ها از طریق تحلیل محتوای کیفی اشعار و اسناد کتابخانه ای گردآوری شده اند. نتیجه ی پژوهش بر این امر تاکید دارد که شعر پسا نیمایی با خلق «جغرافیای عاطفی» منحصربه فرد خود، توانسته است تجربه ی مدرن ایرانی را از دریچه ی مکان های عاطفی بازنمایی کند و بدین ترتیب، افق تازه ای در فهم تعامل انسان و محیط در بستر ادبیات معاصر بگشاید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امین هادوی
دکتری زبان و ادبیات فارسی؛ دبیر متوسطه؛ استان آذربایجان غربی شهر ارومیه