نقش فناوری های نوین (هوش مصنوعی و واقعیت مجازی) در کیفیت یادگیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_975

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان فناوری های نوین، نظام های آموزشی را با فرصت ها و چالش های تازه ای مواجه ساخته است. در میان فناوری های نوظهور، هوش مصنوعی و واقعیت مجازی از ظرفیت قابل توجهی برای بازطراحی فرایند یاددهی یادگیری، افزایش مشارکت فراگیران و ارتقای کیفیت تجربه آموزشی برخوردارند. هوش مصنوعی با قابلیت هایی همچون تحلیل داده های آموزشی، شخصی سازی محتوا، ارائه بازخورد فوری، شناسایی نقاط ضعف و قوت یادگیرندگان، تولید محتوای آموزشی و پشتیبانی از تصمیم گیری معلمان می تواند زمینه حرکت از آموزش یکسان برای همه به سوی یادگیری متناسب با نیازهای فردی را فراهم کند. پژوهش های انجام شده در ایران نیز بر ظرفیت هوش مصنوعی برای شخصی سازی یادگیری، تحلیل عملکرد تحصیلی و بهبود فرایندهای یاددهی یادگیری تاکید کرده اند (نادر، ۱۴۰۲؛ اکبری، موسوی و احمدی فر، ۱۴۰۴). از سوی دیگر، واقعیت مجازی با ایجاد محیط های سه بعدی و تعاملی، امکان حضور فراگیر در موقعیت هایی را فراهم می کند که تجربه مستقیم آن ها در محیط واقعی دشوار، پرهزینه، خطرناک یا غیرممکن است. این فناوری می تواند مفاهیم انتزاعی و پیچیده را به تجربه هایی دیداری، شنیداری و تعاملی تبدیل کرده و از این طریق به درک عمیق تر، افزایش انگیزش و ماندگاری آموخته ها کمک کند. یافته های پژوهش های داخلی نیز نشان داده اند که برنامه های آموزشی مبتنی بر واقعیت مجازی می توانند در بهبود یادگیری مفاهیم پیچیده نقش موثری داشته باشند (محمدی نژاد و نیکبخت، ۱۴۰۰). مقاله حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی و واقعیت مجازی در ارتقای کیفیت یادگیری، به تحلیل ظرفیت های آموزشی، شناختی و انگیزشی این فناوری ها و همچنین چالش های مرتبط با کاربرد آن ها می پردازد. رویکرد پژوهش، مروری تحلیلی است و با بررسی منابع و مطالعات ایرانی مرتبط، ابعاد مختلف موضوع تحلیل شده است. بررسی یافته های پژوهش ها نشان می دهد که فناوری های نوین در صورت استفاده هدفمند و مبتنی بر اصول آموزشی می توانند موجب افزایش تعامل، یادگیری شخصی سازی شده، تقویت خودتنظیمی، بهبود بازخورد، افزایش انگیزش و تعمیق یادگیری شوند؛ با این حال، اثربخشی آن ها وابسته به عواملی همچون کیفیت طراحی آموزشی، توانمندی معلمان، زیرساخت های فناورانه، دسترسی عادلانه، سواد دیجیتال، حفظ حریم خصوصی و استفاده اخلاقی از داده هاست. بنابراین، فناوری نباید جایگزین معلم و تعامل انسانی تلقی شود، بلکه باید به عنوان ابزاری برای تقویت نقش معلم و فراهم کردن فرصت های یادگیری غنی تر مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

علیرضا خانه باز

فوق دیپلم آموزش ابتدایی، دانشگاه شهید رجایی لارستان، فارس، آموزگار ابتدایی