معلم و دانش آموز؛ شرکای یادگیری برای بهره گیری مسئولانه از هوش مصنوعی در آموزش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_920

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

با ورود فناوری های نوین هوش مصنوعی به عرصه آموزش، پارادایم های سنتی رابطه میان معلم و دانش آموز که بر پایه انتقال یک سویه دانش و کنترل کلاس استوار بود، با چالش های بنیادین و فرصت های بی سابقه ای روبرو شده است و این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی به بررسی این دگرگونی پارادایمیک می پردازد که در آن نقش معلم از یک «منبع انحصاری دانش» به یک «تسهیل گر، مربی و همراه یادگیری» تغییر ماهیت داده و دانش آموزان نیز از «گیرندگان منفعل» به «شرکای فعال در فرآیند ساخت دانش» ارتقا یافته اند، در حالی که هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین معلم، بلکه به عنوان یک ابزار کمکی قدرتمند برای شخصی سازی یادگیری، تحلیل داده های رفتاری و آموزشی، و ارائه بازخورد لحظه ای عمل می کند که این امر نیازمند بازتعریف مهارت های حرفه ای معلمان، تغییر در طراحی برنامه های درسی، و توسعه زیرساخت های فناوری آموزشی است تا تعادلی پایدار میان حضور عاطفی و انسانی معلم، خلاقیت و تفکر انتقادی دانش آموزان، و کارایی و دقت الگوریتم های هوش مصنوعی برقرار شود و در غیر این صورت خطر حاکمیت تکنوکراسی آموزشی، کاهش مهارت های ارتباطی، و از دست دادن جنبه های اخلاقی و انسانی آموزش جدی خواهد بود، بنابراین این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی (کیفی و کمی) و مرور سیستماتیک ادبیات نظری و تجربی، نشان می دهد که موفقیت در اکوسیستم آموزشی آینده منوط به همکاری سه جانبه میان معلم، دانش آموز و هوش مصنوعی است به گونه ای که معلم با بهره گیری از بینش انسانی و همدلی، زمینه ساز یادگیری معنادار شود، دانش آموز با تقویت خودتنظیمی و تفکر نقاد، مسئولیت پذیرتر در قبال یادگیری خود باشد و هوش مصنوعی با ارائه داده های دقیق و ابزارهای پیشرفته، پشتیبانی فنی لازم را فراهم آورد تا در نهایت کیفیت آموزش ارتقا یافته و عدالت آموزشی محقق شود، و این مدل جدید همکاری که می توان آن را «مثلث یادگیری هوشمند» نامید، نیازمند سیاست گذاری های کلان آموزشی، آموزش ضمن خدمت معلمان برای سواد دیجیتال و اخلاق هوش مصنوعی، و طراحی پلتفرم های تعاملی است که در آن داده های شخصی دانش آموزان به دقت محافظت شده و از آن ها برای بهبود فرآیند یادگیری استفاده شود، بدون اینکه حریم خصوصی یا کرامت انسانی آن ها خدشه دار گردد، و در نهایت این مقاله استدلال می کند که هوش مصنوعی می تواند با آزادسازی زمان معلمان از کارهای تکراری و اداری، به آن ها اجازه دهد تا بر جنبه های عمیق تر یادگیری مانند پرورش خلاقیت، حل مسئله پیچیده، و توسعه مهارت های نرم تمرکز کنند، در حالی که دانش آموزان نیز با دسترسی به منابع بی پایان و شخصی سازی شده، انگیزه و اشتیاق بیشتری برای یادگیری پیدا می کنند، مشروط بر اینکه معلم به عنوان کاپیتان کشتی یادگیری، جهت دهی اخلاقی و اجتماعی لازم را انجام دهد و هوش مصنوعی به عنوان ناخدا و مهندس ناوبری، مسیرهای بهینه را پیشنهاد دهد، و این هم افزایی منجر به ایجاد نسلی از دانش آموزان می شود که نه تنها دارای دانش فنی هستند، بلکه دارای هوش هیجانی، تفکر انتقادی، و توانایی سازگاری با تغییرات سریع دنیای آینده می باشند، و این مقاله با ارائه چارچوب نظری و عملیاتی، پیشنهاد می دهد که نهادهای آموزشی باید با بازنگری در برنامه های درسی و روش های ارزشیابی، این تغییر پارادایم را نهادینه کنند تا از شکاف بین فناوری و آموزش جلوگیری شود و جامعه ای متشکل از شهروندان هوشمند و مسئولیت پذیر پرورش یابد.

کلیدواژه ها:

هوش مصنوعی در آموزش ، معلم و دانش آموز ، یادگیری شخصی سازی شده ، شراکت در یادگیری ، تحول دیجیتال در آموزش

نویسندگان

بهروز قره حسنلو

کارشناسی تربیت بدنی و علوم ورزشی

حسن شوهان

کارشناسی ارشد تاریخ تشیع

انتصار پرستگاری

دکترای زبان و ادبیات فارسی

مریم شاهرخی

کارشناسی ارشد زمین شناسی