معلم به عنوان پژوهشگر کلاس درس در عصر هوش مصنوعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_910
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش محوری معلم به عنوان پژوهشگر در کلاس درس و تاثیر مستقیم این رویکرد بر ارتقای کیفیت آموزش، بهبود یادگیری دانش آموزان و توسعه حرفه ای معلمان طراحی و اجرا شده است، چرا که در پارادایم های نوین آموزشی، معلم دیگر تنها انتقال دهنده دانش نیست، بلکه فعالی پویا، بازاندیش و پژوهشگر است که با بهره گیری از روش های نظام مند به شناسایی چالش های یاددهی-یادگیری، طراحی مداخلات آموزشی، جمع آوری شواهد و تحلیل داده های کلاسی می پردازد تا با تکیه بر شواهد عملیاتی، تصمیمات آموزشی خود را اصلاح و بهینه سازی کند؛ در این راستا، این مطالعه با تکیه بر رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش های ترکیبی شامل مرور اسنادی گسترده، تحلیل محتوای کیفی پژوهش های پیشین و بررسی موردی کلاس های درس نمونه، به دنبال آن است که نشان دهد چگونه «پژوهش در عمل» (Action Research) و «پژوهش اقدام پژوهی» می تواند شکاف عمیق میان تئوری های آموزشی و ممارست های روزمره کلاسی را پر کند و با ایجاد چرخه ای پیوسته از برنامه ریزی، عمل، مشاهده و بازاندیشی، محیطی پویا، مشارکتی و مبتنی بر شواهد را در کلاس درس پدید آورد؛ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که معلمانی که به عنوان پژوهشگر عمل می کنند، نه تنها از نظر شغلی رضایت بیشتری دارند و از فرسودگی شغلی کمتری رنج می برند، بلکه توانایی تشخیص دقیق تر نیازهای یادگیری دانش آموزان با پیشینه های فرهنگی و شناختی متنوع را داشته و با طراحی راهکارهای خلاقانه و بومی سازی شده، موفق می شوند نمرات و درک مفهومی دانش آموزان را به طور معناداری افزایش دهند؛ علاوه بر این، این رویکرد باعث تقویت تفکر انتقادی، حل مسئله و خودتنظیمی در دانش آموزان نیز می شود، زیرا آن ها را در فرآیند یادگیری فعال تر کرده و نقش آن ها را از گیرندگان منفعل به مشارکت کنندگان فعال در فرآیند کاوش دانش ارتقا می بخشد؛ همچنین نتایج نشان می دهد که پیاده سازی موفق این الگو نیازمند حمایت های ساختاری از سوی نظام آموزشی، آموزش های ضمن خدمت متمرکز بر روش های پژوهشی، ایجاد زمان های همکاری حرفه ای برای معلمان و تغییر نگرش مدیران و سیاست گذاران از نگاه کنترلی به نگاه تسهیل گرانه است، چرا که بدون ایجاد بستر مناسب، حتی آگاه ترین معلمان نیز در برابر مقاومت های سیستمی و کمبود منابع با شکست مواجه خواهند شد؛ بنابراین، این مقاله استدلال می کند که تربیت معلم به عنوان پژوهشگر، نه یک انتخاب لوکس یا اختیاری، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای پاسخگویی به پیچیدگی های جهان مدرن و نیازهای یادگیرندگان قرن بیست ویکم است و پیشنهاد می دهد که برنامه های تربیت معلم، کارورزی های عملی و سیاست گذاری های آموزشی کشور باید به طور جدی بر توسعه شایستگی های پژوهشی، توانایی تحلیل داده های کیفی و کمی، و مهارت های بازاندیشی حرفه ای تمرکز کنند تا نسلی از معلمان توانمند، خلاق و مسئولیت پذیر تربیت شود که قادر باشند با چالش های نوظهور آموزشی روبرو شده و با اتکا به دانش و تجربه خود، کیفیت آموزش را به طور مستمر بهبود بخشند؛ در نهایت، این پژوهش با برجسته کردن اهمیت «دانستن چگونه یاد دادن» و «چگونگی یادگیری»، نقش معلم را از یک تکنسین اجراکننده کتب درسی به یک طراح آموزشی و پژوهشگر حرفه ای بازتعریف می کند و نشان می دهد که تنها از این مسیر است که می توان به نظام آموزشی کارآمد، عادلانه و پویا دست یافت که در آن هر کلاس درس به یک آزمایشگاه زنده برای کشف حقیقت و توسعه دانش تبدیل شود و هر معلم با ابزارهای پژوهشی خود، مسیر سرنوشت ساز دانش آموزان را هموارتر و روشن تر سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه سرخه
کارشناسی آموزش ابتدایی
سارا دهقان شورباخلو
کارشناسی حسابداری
زهرا سلیمانی
کارشناسی تربیت بدنی
مهوش شعبان پور
کاردانی تربیت معلم آموزش و پرورش ابتدایی