دانش آموزان و خانواده در مسیر یادگیری آینده ساز با هوش مصنوعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_882

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

ورود هوش مصنوعی به زیست جهان تعلیم و تربیت، نه تنها یک نوآوری ابزاری، بلکه نشانه ای از دگردیسی پارادایمی در بنیادهای معرفت شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی یادگیری است که مرزهای سنتی میان «معلم»، «دانش آموز»، «محتوا» و «خانواده» را درهم ریخته و نظم پیشین نظام های آموزشی را با پرسش های بی سابقه ای روبه رو ساخته است. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی مروری-تحلیلی و با کاربست روش فراترکیب کیفی بر روی جدیدترین یافته های پژوهشی نمایه شده در پایگاه های معتبر داخلی (مانند مگیران، نورمگز و علم نت) و بین المللی (همچون ScienceDirect، Springer، ERIC و Semantic Scholar) در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶، به کنکاش در ابعاد چندلایه تعامل پویا و دوسویه میان «هوش مصنوعی»، «کارکردهای نوین خانواده» و «مسیر یادگیری آینده ساز دانش آموزان» پرداخته است. یافته های پژوهش آشکار می سازد که هوش مصنوعی با ارائه قابلیت های شگرفی نظیر شخصی سازی عمیق شناختی (طراحی مسیرهای یادگیری مبتنی بر سبک های عصبی-رفتاری)، تغذیه بازخوردهای آنی و پیش بینی کننده، کاهش چشمگیر بار شناختی مدیریت آموزشی بر دوش والدین و ایجاد بسترهای شبیه سازی شده تجربه محور، افق های بدیعی را در تسهیل و تعمیق فرآیند یادگیری گشوده است؛ بااین حال، در کنار این فرصت های راهبردی، مجموعه ای از چالش های بنیادین معرفتی، اخلاقی و رشدی نیز پدیدار شده اند که از جمله می توان به «پدیده برون سپاری استدلال انتقادی و حل مسئله به الگوریتم ها»، «تحلیل رفتن تدریجی حافظه فعال و مهارت های فراشناختی در اثر استفاده نامحسوس و مکرر»، «تهدید اصالت و هویت مستقل تحصیلی دانش آموز»، «مخاطرات جدی در حوزه حریم خصوصی، استخراج داده های حساس رفتاری و سوءاستفاده های الگوریتمی»، و «تشدید شکاف دیجیتال و بازتولید نابرابری های طبقاتی در دسترسی به ابزارهای پیشرفته هوشمند» اشاره کرد. در این میان، مهم ترین و تاثیرگذارترین یافته پژوهش، بر نقش واسطه گری بازطراحی شده خانواده به عنوان متغیر کلیدی تعدیل کننده پیامدهای مثبت و منفی این فناوری تاکید دارد؛ بدین معنا که کارآمدی هوش مصنوعی در نظام تربیتی، دیگر نه در گرو پیشرفت های فنی محض، بلکه کاملا وابسته به گذار نقشی والدین از موقعیت «ناظر منفعل مصرف گرا» به موقعیت «مربی شناختی فعال»، «هم یادگیرنده مشارکتی» و «واسطه اخلاقی منتقد» است. بر اساس مدل مفهومی مستخرج از پژوهش، خانواده در جایگاه «پل ارتباطی سیال» میان نظام فنی الگوریتم ها و نظام ارزشی-هویتی دانش آموز عمل می کند و تنها از طریق ارتقای سواد دیجیتال نقادانه (شامل توانایی ارزیابی منبع داده، تشخیص سوگیری های الگوریتمی و درک پیامدهای روان شناختی تعامل با ماشین)، نهادینه سازی گفت وگوهای اخلاقی خانواده محور پیرامون مرزهای استفاده، مدیریت زمان بندی شناختی تعامل با ابزارها، و ایجاد بسترهای امن برای آزمون وخطای هوشمندانه، می تواند از بروز پدیده «وابستگی شناختی خاموش» جلوگیری کرده و هوش مصنوعی را به مثابه «داربستی برای بالندگی ذهن» به کار گیرد، نه «چتری برای تنبلی معرفتی». پژوهش همچنین هشدار می دهد که در شرایط کنونی، بسیاری از خانواده ها به دلیل نداشتن الگوی عملیاتی مشخص و نیز غلبه «شکاف دیجیتال معکوس» (یعنی پیشی گرفتن دانش فنی فرزندان از والدین)، عملا در مواجهه با هوش مصنوعی دچار سرگشتگی نقش و بی عملی راهبردی شده اند که این خود، آسیب پذیری تربیتی نسل آینده را دوچندان می کند. در نهایت، مقاله با تاکید بر این نتیجه گیری کلیدی به پایان می رسد که آینده سازی اصیل و همه جانبه دانش آموزان در عصر هوش مصنوعی، مستلزم تدوین سیاست های کلان حمایتی دولت ها، توانمندسازی نظام مند و مستمر خانواده ها از طریق کارگاه های عملی مدرسه محور، و ایجاد شراکت استراتژیک سه ضلعی «خانه-مدرسه-صنایع فناوری» است تا این ابزار شگرف شناختی، در مسیری هدایت شود که نه تنها جانشین تفکر انسانی نشود، بلکه با تقویت خلاقیت، همدلی و مهارت های حل مسئله سطح بالا، به عاملی محرک برای تعالی سرمایه های انسانی جوامع در افق ۱۴۱۰ و فراتر از آن مبدل گردد.

نویسندگان

پریا طاهری

کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی

مهدی قمری

کارشناسی هنر