شکل دهی به فرهنگ مدرسه و رفتار دانش آموزان در تعامل با هوش مصنوعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 88
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_877
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
ظهور و گسترش روزافزون هوش مصنوعی در عصر حاضر، مرزهای سنتی نظام های آموزشی را درنوردیده و تحولاتی بنیادین در ابعاد مختلف تعلیم و تربیت ایجاد کرده است. این فناوری نوین، اگرچه در ابتدا با هدف ارتقای روش های یاددهی-یادگیری و شخصی سازی محتوای آموزشی وارد مدارس شد، اما به تدریج دامنه نفوذ خود را به لایه های عمیق تر و زیرساختی تر نظام آموزشی، یعنی فرهنگ سازمانی مدرسه و الگوهای رفتاری دانش آموزان، گسترش داده است. با توجه به کاربردهای فزاینده ای نظیر سیستم های یادگیری تطبیقی، چت بات های آموزشی، تحلیل گرهای پیش بینی کننده رفتار و ابزارهای پایش لحظه ای انگیزه، درک این مسئله که تعامل هوش مصنوعی با محیط پیچیده و پویای مدرسه چگونه رقم می خورد، به یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت تبدیل شده است.پژوهش حاضر با هدف کلی تبیین نقش و تاثیر هوش مصنوعی در شکل دهی به فرهنگ مدرسه و رفتار دانش آموزان و با اهداف ویژه شامل شناسایی مولفه های فرهنگ مدرسه متاثر از هوش مصنوعی، تحلیل تاثیرات آن بر رفتارهای تحصیلی و اجتماعی فراگیران، و بررسی چالش ها و فرصت های اخلاقی-فرهنگی ناشی از این تعامل، به انجام رسیده است. برای دستیابی به این مقاصد، پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از روش اسنادی (کتابخانه ای) انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی مقالات علمی-پژوهشی معتبر داخلی و خارجی، کتب تخصصی و گزارش های پژوهشی مرتبط در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ گردآوری و مورد مداقه قرار گرفته است.یافته های پژوهش به وضوح نشان می دهد که هوش مصنوعی از سه بعد اصلی، فرهنگ مدرسه را دستخوش دگرگونی می سازد: نخست، تغییر در اقلیم روانی مدرسه از طریق نظارت و پایش مداوم داده های رفتاری و انگیزشی دانش آموزان که می تواند هم به مداخلات به هنگام آموزشی منجر شود و هم زمینه ساز فضای بی اعتمادی و اضطراب گردد. دوم، تحول در الگوی تعاملات معلم-دانش آموز که با خودکارسازی وظایف اداری، فرصت های بیشتری برای ارتباطات انسانی و تربیتی فراهم می آورد، اما در صورت استفاده افراطی، ممکن است به حذف تدریجی نقش های عاطفی و مراقبتی معلم بینجامد. سوم، بازتعریف هویت سازمانی مدارس به عنوان نهادهای هوشمند که ارزش ها، هنجارها و انتظارات فرهنگی جدیدی را بر نظام آموزشی تحمیل می کند. در حوزه رفتار دانش آموزان نیز یافته ها حاکی از تاثیرات دوگانه است؛ از یک سو، هوش مصنوعی با شخصی سازی یادگیری، ارائه بازخورد فوری و تقویت مهارت های خودتنظیمی، به ارتقای رفتارهای تحصیلی مثبت کمک می کند، اما از سوی دیگر، چالش های جدی در ابعاد اخلاقی (نظیر افزایش تقلب و کمرنگ شدن اصالت آثار)، کاهش تعاملات اجتماعی رو در رو و ایجاد وابستگی شناختی به ابزارهای دیجیتال به همراه دارد.از مهم ترین دستاوردهای این پژوهش، تاکید بر نقش کلیدی و واسطه ای فرهنگ مدرسه در موفقیت یا شکست فرآیند به کارگیری هوش مصنوعی است. مدارسی که دارای فرهنگ مشارکتی، مبتنی بر اعتماد متقابل، عدالت و مسئولیت پذیری هستند، بستر مساعدتری برای پذیرش خلاقانه و اخلاق محور این فناوری فراهم می کنند و می توانند از ظرفیت های آن برای اصلاح رفتارهای نامطلوب و تقویت سرمایه های اجتماعی بهره مند شوند. در مقابل، فرهنگ های مبتنی بر کنترل، تنبیه و بی اعتمادی، نه تنها مانع از بهره گیری اثربخش از هوش مصنوعی می شوند، بلکه احتمال بروز آسیب های روانی-اجتماعی ناشی از نظارت هوشمندانه را نیز تشدید می کنند.در نهایت، نتیجه گیری پژوهش بر این اصل استوار است که موفقیت در استقرار هوش مصنوعی در مدارس، بیش از آنکه مرهون پیشرفت های فنی و سخت افزاری باشد، به برنامه ریزی فرهنگی، توانمندسازی نیروی انسانی و تدوین چارچوب های اخلاقی شفاف وابسته است. بر همین اساس، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران آموزشی با اتخاذ رویکردی نظام مند و متوازن، ضمن حفظ کرامت انسانی، حریم خصوصی و تعاملات عاطفی در مدرسه، زمینه سازی فرهنگی برای کاربست مسئولانه و هوشمندانه این فناوری را در دستور کار قرار دهند و با مشارکت تمامی ذی نفعان (معلمان، دانش آموزان، والدین و مدیران)، منشور اخلاقی جامعی برای تنظیم نسبت هوش مصنوعی و تعلیم و تربیت تدوین نمایند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رقیه سالمی
کارشناسی ادبیات عرب
مریم عسگری
کارشناسی ارشد جغرافیا
نرجس وحیدی
کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی گرایش اصلاح نباتات
سمیه میرجانی سروسفلی
کارشناسی ارشد الهیات علوم قرآن و حدیث