آموزگار اخلاق، والدین همراه و هوش مصنوعی: نسخه ای نوین برای دانش آموز پویا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_864
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مقدمه و مسئله: ورود هوش مصنوعی مولد به عرصه ی تعلیم و تربیت، نظم دیرپای نقش های سنتی را با چالش مواجه ساخته و پرسش های بنیادینی را درباره ی چیستی یادگیری، جایگاه معلم و کارکرد والدین برانگیخته است. در شرایطی که ابزارهای هوشمند می توانند به سرعت به پرسش ها پاسخ دهند، محتوای آموزشی تولید کنند و بازخورد لحظه ای ارائه دهند، نقش آموزگار به عنوان «منبع یگانه ی دانش» و نقش والدین به عنوان «ناظر بر انجام تکالیف» با زوال تدریجی مواجه شده است. با این حال، مسئله ی محوری این پژوهش نه «جایگزینی» که «بازتعریف» نقش های تربیتی در هم زیستی با هوش مصنوعی است؛ به گونه ای که این فناوری، به جای تضعیف کارویژه های انسانی، به عنوان عاملی توانمندساز در خدمت آموزگار اخلاقی و والدین همراه قرار گیرد و زمینه ساز پرورش دانش آموزی پویا، نقاد و مسئولیت پذیر شود.چارچوب نظری و روش شناسی: این پژوهش با اتخاذ رویکردی ترکیبی (کیفی-کمی) و با الهام از سه چارچوب تحلیلی «میانجی گری اخلاقی»، «تحلیل رفتار متقابل» و «حکمرانی مشارکتی فناوری» طراحی شده است. در بخش کیفی، با روش تحلیل محتوای استقرایی، ۴۷ سند و گزارش علمی معتبر (شامل اسناد فرادست یونسکو، گزارش های اتحادیه ی اروپا و مقالات نمایه شده در پایگاه های معتبر) در بازه ی زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶ بررسی شدند. در بخش کمی، از پرسش نامه ای محقق ساخته با الهام از ابزارهای تحلیل رفتار متقابل استفاده شد که روایی محتوایی آن با نظر ۸ متخصص و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (۸۳/۰) تایید گردید. جامعه ی آماری، معلمان و والدین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر تهران بودند که ۱۲۰ نفر (۶۰ معلم و ۶۰ والد) به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و داده ها با نرم افزار SPSS تحلیل شدند.یافته های کیفی: تحلیل متون، سه نقش محوری را برای هوش مصنوعی در تعامل با آموزگار و والدین آشکار ساخت: (۱) نقش ابزاری (کارآمدی ساز) که با خودکارسازی وظایف اداری (طراحی طرح درس، تولید تمرین، تصحیح تکالیف)، زمان معلم را برای تعاملات عمیق تر تربیتی و اخلاقی آزاد می کند؛ (۲) نقش داربست شناختی که با ارائه ی سناریوهای جایگزین، آشکارسازی دوراهی های اخلاقی و ایجاد چالش های فکری، به عنوان «هم اندیشی» عمل می کند که استدلال نقادانه و تفکر اخلاقی دانش آموزان را غنی می سازد؛ و (۳) نقش میانجی گر ارتباطی که از طریق پلتفرم های شفاف ساز، داده های یادگیری را به صورت منظم و قابل فهم در اختیار والدین قرار می دهد و از این طریق، رابطه ی خانه و مدرسه را از نظارت یک سویه به مشارکت آگاهانه و همدلانه تبدیل می کند.یافته های کمی: داده های پیمایشی نشان داد که اکثریت معلمان (۸/۷۲٪) و والدین (۴/۶۸٪) بر این باورند که کاربست متوازن و هدفمند هوش مصنوعی، به شرط حفظ اصالت تعاملات انسانی، می تواند به بهبود کیفیت فرایندهای تربیتی کمک کند. اما در عین حال، ۴/۵۴٪ از معلمان و ۱/۶۱٪ از والدین، نگرانی اصلی خود را «تضعیف نقش های انسانی»، «کاهش ارتباط عاطفی» و «تهدید حریم خصوصی» عنوان کرده اند. همچنین، ۸/۷۸٪ از والدین بر «شفافیت اطلاعاتی» و دریافت گزارش های مستمر از مدرسه تاکید داشتند. تحلیل همبستگی نشان دهنده ی رابطه ی مثبت و معنادار (۴۷/۰r= و ۰۱/۰p<) میان «سواد دیجیتال معلم» و «کیفیت تعاملات تربیتی مبتنی بر هوش مصنوعی» بود که بیانگر نقش کلیدی توانمندسازی حرفه ای معلمان در موفقیت این الگوست.بحث و تفسیر: یافته ها حاکی از آن است که هوش مصنوعی ذاتا نه تهدید است و نه فرصت؛ بلکه «نحوه ی کاربست» و «چارچوب های هنجاری حاکم بر آن» است که سرنوشت نقش های انسانی را تعیین می کند. در نسبت با آموزگار، هوش مصنوعی باید به عنوان «همیار» معلم در مسیر «آموزگاری اخلاقی» تعریف شود، نه جانشین او. این مهم، مستلزم بازنگری در برنامه های درسی تربیت معلم و گنجاندن مولفه های «سواد اخلاقی هوش مصنوعی» است. در نسبت با والدین، شفافیت، پیش شرط اساسی مشارکت است؛ با این هشدار که شکاف دیجیتال و نابرابری در دسترسی، در صورت غفلت، می تواند به عمیق تر شدن نابرابری های آموزشی بینجامد. در نسبت با دانش آموز، پژوهش بر ضرورت طراحی فعالیت های «متوازن» تاکید دارد که در آن، نسبت ۷۰-۳۰ (۷۰٪ تلاش مستقل و ۳۰٪ کمک هوش مصنوعی) به عنوان نسبتی پیشنهادی برای تقویت «عاملیت» و «استقلال» دانش آموز مطرح می شود و از تبدیل شدن هوش مصنوعی به «والدی دستوری» یا «حل کننده ی جادویی مسائل» جلوگیری می کند.نتیجه گیری و دلالت های پژوهشی: تحقق الگوی «همکاری سه وجهی» میان آموزگار، والدین و هوش مصنوعی، مستلزم ایجاد «لایه های حکمرانی مشارکتی» در سطح مدرسه است تا بستری برای گفت وگو، تصمیم گیری جمعی، نظارت بر کاربست فناوری و صیانت از ارزش های انسانی فراهم آید. در غیر این صورت، خطر استیلای «منطق بازار» و «ارزش های شرکت های فناوری» بر نظام تعلیم و تربیت، جدی خواهد بود. پژوهش حاضر با ارائه ی چارچوبی نظری و یافته هایی تجربی، گامی در جهت بازاندیشی بنیادین در نقش های تربیتی عصر دیجیتال برداشته و پیشنهاد می کند که پژوهش های آینده، به طور خاص بر طراحی و اعتبارسنجی «الگوهای عملیاتی همکاری سه وجهی» در بستر مدارس و نیز بر واکاوی تجربه ی زیسته ی دانش آموزان در مواجهه با این الگو متمرکز شوند. هوش مصنوعی، در صورتی که در چارچوبی از ارزش های اخلاقی و با نظارت عوامل انسانی متعهد مدیریت شود، می تواند نه تهدیدی برای اصالت تعلیم و تربیت، بلکه فرصتی برای شکوفایی ظرفیت های پنهان آن در افق هایی تازه باشد.
نویسندگان
مریم چاروسا ئی
کارشناسی زبان انگلیسی