تربیت متعالی و هدایت معلم در تدریس پویا عصر هوش مصنوعی و شکوفایی دانش آموز

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 65

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_858

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هوش مصنوعی مولد، نه صرفا به مثابه ی یک ابزار فنی، بلکه به عنوان عاملی معرفت شناختی وارد عرصه ی تعلیم و تربیت شده است که انحصار دیرپای معلم بر «تولید و بازنمایی دانش» را در هم شکسته و رابطه ی دوگانه ی سنتی «معلم-متعلم» را به تعامل سه ضلعی «انسان هوشمند (معلم)، ماشین هوشمند (هوش مصنوعی) و انسان درحال شکوفایی (دانش آموز)» بدل ساخته است. این دگردیسی بنیادین، نظام های آموزشی را با پرسشی سرنوشت ساز مواجه کرده است: آیا مدرسه به کارگاهی برای «انسان سازی کارکردی» (صرفا برای بازار کار) تنزل خواهد یافت، یا اینکه می توان از این پنجره ی تاریخی برای تحقق آرمانی والاتر، یعنی تربیت متعالی و شکوفایی «کل انسان» بهره جست؟ پژوهش حاضر با هدف بازاندیشی در نقش هدایت گری معلم و تبیین نسبت آن با فرآیند شکوفایی دانش آموز در بستر تدریس پویا و با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مرور نظام مند منابع معتبر داخلی و اسناد فراملی (یونسکو، OECD، بروکینگز و پروژه های اراسموس+) به نگارش درآمده است.یافته های پژوهش آشکار می سازد که هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف تکرارشونده ی معلم (همچون ارزشیابی کمی و تولید محتوای اولیه)، نه تهدیدی برای حذف او، بلکه فرصتی برای احیای نقش های اصیل انسانی وی فراهم می آورد. در این افق نوین، هویت معلم از «متولی انتقال اطلاعات» به «مربی انتقادی» (در برابر سوگیری های الگوریتمی و داده های مغرضانه)، «تسهیل گر خودشناسی» (برای کشف استعدادهای منحصربه فرد) و «معمار زیست جهان اخلاقی» (برای پرورش همدلی و مسئولیت پذیری اجتماعی) بازتعریف می شود. با این حال، پژوهش به صراحت نسبت به دو آسیب جدی هشدار می دهد: نخست، بحران معنا که وابستگی به «اوراکل های پاسخ دهنده» ممکن است دانش آموزان را از «تلاش سازنده ی فهمیدن» محروم کرده و به «توهم شایستگی» دچار سازد؛ و دوم، همگون سازی الگوریتمی که می تواند تنوع فرهنگی، جنسیتی و معرفتی را فدای داده های میانگین گرا کند.در جهت تعالی بخشی به این همکاری، مقاله یک چارچوب مفهومی چهارسطحی ارائه می دهد: سطح نخست، نقش پذیری (پذیرش تحول و کنارگذاشتن اقتدار کاذب)، سطح دوم، توانمندسازی (کسب سواد دیجیتال انتقادی و اخلاقی)، سطح سوم، همکاری پویا (تعامل مکمل شهود انسانی و دقت ماشینی در لحظه ی آموزش) و سطح چهارم، تعالی بخشی که در آن، تدریس پویا به میدان پرورش ابعاد چهارگانه ی شناختی، عاطفی، اخلاقی و اجتماعی دانش آموزان تبدیل شده و غایت نهایی «حیات طیبه» را دنبال می کند. در این سطح، هوش مصنوعی نه به عنوان «جایگزین» یا حتی «دستیار» صرف، بلکه به عنوان «هم نشین برانگیزاننده» عمل می کند که با طرح پرسش های چالش برانگیز و ارائه ی سناریوهای چندلایه، زمینه ساز تفکر واگرا و خلاقیت اصیل می شود.نتیجه گیری نهایی پژوهش بر این امر تاکید دارد که تحقق تربیت متعالی در عصر هوش مصنوعی، یک انتخاب هوشمندانه و مبتنی بر اراده ی جمعی است؛ نه یک سرنوشت محتوم تکنولوژیک. این مهم، جز از مسیر بازطراحی نظام های تربیت معلم (برای پرورش شایستگی های نقادانه و اخلاقی)، توسعه ی زیرساخت های عادلانه (برای جلوگیری از شکاف دیجیتال) و تاکید بر رویکردهای رابطه محور (که در آن کرامت انسانی بر بهره وری داده ها اولویت دارد) میسر نخواهد شد. تنها در سایه ی چنین نگاهی، دانش آموزان نه به عنوان «موارد آموزشی» (Educational Cases)، بلکه به مثابه ی «سوژه های درحال شدن» (Becoming Subjects) هدایت خواهند شد تا در جهانی سرشار از الگوریتم، همچنان انسانی خردمند، متعهد و شگفت زده باقی بمانند.

نویسندگان

هدیه جعفرنیا

کارشناسی آموزش ابتدایی