تحلیل خلاقانه ی اشتباهات؛ یادگیری از خطا با کمک هوش مصنوعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_746

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

رویکرد سنتی به اشتباهات در فرایند یادگیری، خطا را نمادی از نارسایی شناختی، ناتوانی تحصیلی و عامل تنبیه تلقی می کرد؛ رویکردی که ثمره ای جز اضطراب عملکردی و اجتناب از موقعیت های چالش برانگیز برای دانش آموزان به همراه نداشت. با ظهور نظریه های پداگوژی انتقادی و شناختی، خطاها اکنون به عنوان ارزشمندترین نقاط عطف یادگیری و پنجره هایی رو به ساختارهای زیربنایی ذهن یادگیرنده شناخته می شوند. پدیده «تحلیل خلاقانه اشتباهات»، فرایندی پویا است که در آن دانش آموز به جای پاک کردن یا پنهان سازی خطا، به واکاوی ریشه ها، الگوها و پیش فرض های ناپیدای منتهی به آن می پردازد.ورود هوش مصنوعی به عرصه های آموزشی، بستری بی سابقه برای بازتعریف ماهیت اشتباه و تبدیل آن به تجربه ای اکتشافی فراهم آورده است. سامانه های هوشمند مبتنی بر پردازش زبان طبیعی و یادگیری ماشین قادرند فراتر از اعلام درستی یا نادرستی یک پاسخ، منطق درونی خطای یادگیرنده را ردیابی و تجزیه و تحلیل نمایند. این فناوری با ایجاد محیط های شبیه سازی شده، امن و بدون سوگیری های احساسی، امکان آزمون وخطای مکرر و بازاندیشی هدایت شده را به دانش آموز اعطا می کند.هدف بنیادین این نوشتار، بررسی چندبعدی پارادایم یادگیری از خطا با تکیه بر قابلیت های انطباقی و شناختی سامانه های هوش مصنوعی است. در این چارچوب، هوش مصنوعی نقشی فراتر از یک ابزار تصحیح کننده ایفا کرده و در جایگاه یک «سقراط دیجیتال» یا تسهیل گر بازاندیشی ظاهر می شود. این هم افزایی میان فناوری شناختی و آموزش خلاق، زمینه را برای کاهش اضطراب ارزیابی و رشد ذهنیت پویا در دانش آموزان هموار می سازد.روش شناسی پژوهش حاضر متکی بر تحلیل اسنادی، بررسی مدل های بازخورد هوشمند و کاربست نظریه های شناختی در محیط های دیجیتال است. تبیین پیوند میان پداگوژی خطا، نظریه پردازش اطلاعات و الگوریتم های تشخیصی هوش مصنوعی، خط سیر نظری این بررسی را شکل می دهد. بدین ترتیب، ظرفیت های الگوریتمی هوش مصنوعی در پیوند با روان شناسی تربیتی واکاوی می گردد.یافته ها نشان می دهند که خطازدایی مکانیکی بدون درگیرسازی فراشناخت یادگیرنده، پایداری یادگیری را تضمین نمی کند؛ در حالی که تحلیل خلاقانه خطا به کمک هوش مصنوعی موجب تعمیق یادگیری مفهومی، تقویت مسئولیت پذیری یادگیرنده و رشد تفکر واگرا می شود. این فرایند یادگیرنده را از موضع منفعل در برابر نمره به جایگاه محقق و کاوشگر ذهن خویشتن ارتقا می دهد.با این وجود، پیاده سازی چنین رویکردی با چالش هایی جدی در حوزه طراحی الگوریتم های آموزشی، وابستگی مفرط شناختی به هوش مصنوعی و ملاحظات اخلاقی پیرامون حریم خصوصی و توهم اطمینان مواجه است. نظام های آموزشی باید تعادلی دقیق میان هدایتگری انسانی معلم و پردازشگری تحلیلی هوش مصنوعی برقرار سازند.در نهایت، دستیابی به چشم انداز آموزشی متکی بر یادگیری از خطا نیازمند تغییر بنیادین در فلسفه ارزشیابی، توانمندسازی معلمان در به کارگیری این فناوری ها و بازطراحی تکالیف درسی به سمت فعالیت های مسئله محور است. هوش مصنوعی زمانی ارزش واقعی خود را آشکار می کند که به عنوان ابزاری برای ابهام زدایی از تفکر و تسهیل گفتگوهای عمیق بازتابی به کار گرفته شود.این مطالعه با ترسیم چشم انداز تلفیق هوش مصنوعی و تحلیل خلاقانه خطاها، بر لزوم تدوین چارچوب های بومی و راهبردهای عملیاتی در نظام آموزشی تاکید می ورزد. پرورش دانش آموزانی با تاب آوری شناختی بالا و شجاعت اندیشیدن، غایت نهایی این تحول در پداگوژی معاصر است.

نویسندگان

پریسا مهری اسمعیل آبادی

لیسانس روانشناسی مقطع ابتدایی دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی شهرستان میانه، آموزگاری