نقش هوش مصنوعی در تحول فرایند یاددهی–یادگیری و تقویت خلاقیت، تفکر انتقادی و یادگیری شخصی سازی شده در نظام آموزش و پرورش
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AAIESSSP01_424
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
گسترش سریع فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه هوش مصنوعی مولد، در سال های اخیر چشم انداز آموزش و پرورش را با تحولات قابل توجهی مواجه ساخته است. ظهور ابزارهایی که قادر به تولید متن، تصویر، محتوای آموزشی و پاسخ های تعاملی هستند، فرصت های جدیدی را برای بازاندیشی در فرایند یاددهی–یادگیری، طراحی آموزشی و شیوه های ارزیابی فراهم کرده است. در چنین شرایطی، استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و پرورش دیگر صرفا یک انتخاب فناورانه نیست، بلکه موضوعی تربیتی است که نیازمند بررسی دقیق پیامدهای شناختی، آموزشی، اخلاقی و اجتماعی آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در تحول فرایند یاددهی–یادگیری و تبیین ظرفیت آن در تقویت خلاقیت، تفکر انتقادی و یادگیری شخصی سازی شده در نظام آموزش و پرورش انجام شده است.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و مرور منابع علمی و گزارش های معتبر بین المللی است. در این راستا، دیدگاه های نظری و یافته های پژوهشی مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، یادگیری شخصی سازی شده، نقش معلم، خلاقیت، تفکر انتقادی، سواد هوش مصنوعی و چالش های اخلاقی و آموزشی مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در صورت استفاده هدفمند و مبتنی بر اصول تربیتی، می تواند با فراهم کردن بازخورد سریع، تولید و تنوع بخشی به محتوای آموزشی، پشتیبانی از تفاوت های فردی و کمک به طراحی فعالیت های متناسب با نیازهای یادگیرندگان، ظرفیت قابل توجهی برای بهبود فرایند یاددهی–یادگیری داشته باشد. یونسکو نیز بر ظرفیت هوش مصنوعی مولد برای پشتیبانی از طراحی آموزشی و یادگیری در کنار ضرورت رویکرد انسان محور، حفاظت از داده ها و توجه به تناسب سنی و تربیتی تاکید کرده است (UNESCO, ۲۰۲۳).از سوی دیگر، یافته ها نشان می دهد استفاده بدون برنامه ریزی و وابستگی بیش از اندازه به ابزارهای هوش مصنوعی می تواند با پیامدهایی همچون کاهش مشارکت شناختی، تضعیف استقلال یادگیرنده، کاهش فرصت تمرین مهارت های اساسی و ایجاد اطمینان کاذب نسبت به صحت اطلاعات همراه باشد. گزارش جدید OECD نیز بر این نکته تاکید دارد که استفاده از هوش مصنوعی زمانی می تواند به بهبود یادگیری و تقویت مهارت هایی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت و همکاری کمک کند که با هدف تربیتی مشخص و طراحی آموزشی مناسب همراه باشد؛ در مقابل، واگذاری صرف فعالیت های شناختی به ابزارهای هوش مصنوعی می تواند خطر کاهش درگیری شناختی و یادگیری عمیق را افزایش دهد (OECD, ۲۰۲۶).بر اساس نتایج پژوهش، هوش مصنوعی نباید جایگزین معلم یا فرایند تفکر دانش آموز شود، بلکه باید به عنوان ابزاری در خدمت اهداف تربیتی مورد استفاده قرار گیرد. در این چارچوب، نقش معلم از انتقال دهنده صرف اطلاعات به طراح، هدایتگر، ارزیاب و تسهیل کننده فرایند یادگیری تغییر می یابد. همچنین، آموزش سواد هوش مصنوعی، تقویت تفکر انتقادی، آموزش شیوه ارزیابی صحت اطلاعات تولیدشده توسط AI، حفظ حریم خصوصی و طراحی شیوه های ارزیابی متناسب با عصر هوش مصنوعی از الزامات اساسی بهره گیری موثر از این فناوری در آموزش و پرورش محسوب می شود. OECD نیز با توجه به تحول سریع توانایی های هوش مصنوعی، ضرورت بازاندیشی در شایستگی هایی را که باید در مدارس آموزش داده شوند، مورد تاکید قرار داده است (OECD, ۲۰۲۵).در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که ارزش واقعی هوش مصنوعی در آموزش و پرورش نه در جایگزین کردن انسان، بلکه در توانمند ساختن معلم و یادگیرنده و ایجاد فرصت های جدید برای یادگیری عمیق، خلاقانه و متناسب با نیازهای فردی است. تحقق این ظرفیت مستلزم تدوین سیاست های آموزشی روشن، توانمندسازی معلمان، توجه به اخلاق و حریم خصوصی، توسعه سواد هوش مصنوعی و حفظ نقش محوری انسان در تصمیم گیری های تربیتی است.
کلیدواژه ها:
هوش مصنوعی ، آموزش و پرورش ، یاددهی–یادگیری ، یادگیری شخصی سازی شده ، خلاقیت ، تفکر انتقادی ، سواد هوش مصنوعی ، فناوری آموزشی
نویسندگان
فاطمه دهقانی محمود آبادی
کارشناسی تربی بدنی
بی بی زهرا حسینی ابراهیم آبادی
کارشناسی ارشد پژوهش هنر