تجربه زیسته دانش آموزان از آموزش جغرافیا ،تحلیل انتظارات از یک معلم خلاق

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AAIESSSP01_401

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان از فرایند آموزش جغرافیا و شناسایی و تبیین انتظارات آنان از ویژگی ها و رفتارهای یک معلم خلاق جغرافیا بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد تا ادراکات، احساسات، برداشت ها و انتظارات دانش آموزان از تجربه واقعی آنان در کلاس های جغرافیا مورد بررسی عمیق قرار گیرد. جامعه پژوهش را دانش آموزان دوره متوسطه تشکیل دادند و مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت اصل اشباع نظری انتخاب شدند. در یک الگوی نمونه، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با ۱۸ دانش آموز گردآوری شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع مفهومی ادامه یافت. برای افزایش اعتبار داده ها، از بازبینی مشارکت کنندگان، مقایسه مستمر داده ها، بررسی همتای پژوهشی و ثبت فرایند تحلیل استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و در سه مرحله کدگذاری اولیه، سازمان دهی مضامین و استخراج مضامین فراگیر تحلیل گردید. یافته های نمونه نشان داد تجربه دانش آموزان از آموزش جغرافیا در پنج مضمون اصلی قابل سازمان دهی است: «غلبه آموزش حافظه محور و کاهش جذابیت درس»، «اهمیت پیوند مفاهیم جغرافیایی با زندگی روزمره و محیط واقعی»، «انتظار برای استفاده از روش های تدریس فعال و اکتشافی»، «نقش تعامل عاطفی و ارتباط حمایتی معلم» و «انتظار از معلم برای بهره گیری خلاقانه از فناوری، نقشه، تصاویر، فعالیت های میدانی و مسائل واقعی». تحلیل روایت های دانش آموزان نشان داد آنان معلم خلاق جغرافیا را صرفا فردی برخوردار از توانایی ارائه مطالب جدید نمی دانند، بلکه او را تسهیل گری می دانند که بتواند کلاس را از انتقال یک سویه اطلاعات به محیطی برای پرسشگری، مشاهده، تحلیل، گفت وگو و کشف تبدیل کند. همچنین، مشارکت کنندگان بر اهمیت ویژگی هایی همچون انعطاف پذیری در شیوه تدریس، توجه به تفاوت های فردی، ایجاد فرصت برای بیان دیدگاه دانش آموزان، استفاده از مثال های ملموس و مرتبط با محیط زندگی و تبدیل محتوای کتاب درسی به تجربه ای معنادار تاکید داشتند. در مجموع، یافته ها نشان می دهد ارتقای کیفیت آموزش جغرافیا مستلزم بازتعریف نقش معلم از «ارائه دهنده محتوا» به «طراح تجربه یادگیری» است. بر این اساس، برنامه های تربیت و توانمندسازی معلمان جغرافیا باید بر توسعه خلاقیت حرفه ای، یادگیری مبتنی بر مسئله، فعالیت های میدانی، سواد فناورانه، آموزش مبتنی بر تجربه و مهارت های ارتباطی تمرکز کنند تا آموزش جغرافیا برای دانش آموزان به تجربه ای فعال، کاربردی و معنادار تبدیل شود.

نویسندگان

فروغ ملکی راد

فوق لیسانس، جغرافیای انسانی