بازنمایی شخصیت اسکندر در شاهنامه فردوسی؛ تحلیل تطبیقی مولفه های تاریخی، اسطوره ای و حماسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AAIESSSP01_344
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
شخصیت اسکندر مقدونی در تاریخ و فرهنگ ایرانی یکی از پیچیده ترین، چندلایه ترین و پارادوکسیکال ترین چهره ها به شمار می رود. در متون پهلوی و سنت زرتشتی (نظیر کارنامه اردشیر بابکان، بندهشن و ارداویراف نامه)، اسکندر چهره ای ملعون («گجستک»)، ویرانگر آتشکده ها و سوزاننده اوستا است؛ اما در شاهنامه فردوسی، این سیمای اهریمنی دگردیسی شگرفی یافته و او در قالب پادشاهی مشروع، برادر ناتنی دارا، جهان گشایی خردورز، پیامبرگونه و جویای آب حیات بازنمایی می شود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل تطبیقی-انتقادی به واکاوی نحوه تلاقی سه مولفه تاریخی، اسطوره ای و حماسی در صورت بندی شخصیت اسکندر در شاهنامه می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از سنت های روایی گوناگون (به ویژه تلفیق روایات هلنیستی رمان پساکالیستنس با دستگاه فکری-حماسی ایران باستان)، اسکندر را «ایرانی سازی» کرده تا تداوم مفهوم فره ایزدی و تبار کیانی دچار گسست نشود. بدین ترتیب، اسکندر در شاهنامه نه یک متجاوز بیگانه، بلکه شاهزاده ای کیانی، حکیمی حقیقت جو و در عین حال، نمادی تراژیک از حرص انسانی و ناپایداری جهان تصویر می گردد. این پژوهش مکانیزم های ادبی، گفتمانی و الهیاتی این دگردیسی را تبیین کرده و کارکرد حماسی این روایت را در ساختار کلی شاهنامه آشکار می سازد.
نویسندگان
فرشته زهرایی
فوق لیسانس تاریخ وتمدن رشته تدریس ادبیات دانشگاه تاکستان دبیر