بررسی تاثیر اندیشه های مارکس بر مفهوم عدالت اجتماعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AAIESSSP01_317

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

مفهوم عدالت اجتماعی یکی از بنیادی ترین مفاهیم در تاریخ اندیشه سیاسی، فلسفه اجتماعی و نظریه های اقتصادی مدرن به شمار می رود. از دیرباز اندیشمندان مختلف کوشیده اند پاسخی برای این پرسش ارائه دهند که چگونه می توان جامعه ای عادلانه ایجاد کرد و چه عواملی موجب نابرابری، فقر و محرومیت گروه هایی از افراد جامعه می شوند. در میان متفکران قرن نوزدهم، کارل مارکس جایگاه ویژه ای در شکل دهی به برداشت های جدید از عدالت اجتماعی دارد. اندیشه های مارکس با تمرکز بر نقد ساختارهای سرمایه داری، تحلیل روابط طبقاتی، مفهوم استثمار نیروی کار و تاکید بر رفع مالکیت خصوصی ابزارهای تولید، تاثیر گسترده ای بر نظریه های عدالت اجتماعی در دوران مدرن گذاشته است. اگرچه مارکس به طور مستقیم نظریه ای منسجم با عنوان «عدالت اجتماعی» ارائه نکرد، اما تحلیل های وی درباره بیگانگی انسان، نابرابری اقتصادی و سلطه طبقاتی، زمینه ساز شکل گیری بسیاری از رویکردهای انتقادی به عدالت در جوامع معاصر شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر اندیشه های مارکس بر مفهوم عدالت اجتماعی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی منابع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اندیشه مارکس با انتقال تمرکز مفهوم عدالت از سطح اخلاق فردی به سطح ساختارهای اجتماعی و اقتصادی، نقش مهمی در تحول فهم عدالت ایفا کرده است. از دیدگاه مارکس، تحقق عدالت اجتماعی تنها از طریق توزیع مجدد ثروت امکان پذیر نیست، بلکه نیازمند تغییر مناسبات تولید و اصلاح ساختارهای قدرت اقتصادی است. همچنین بسیاری از نظریه های جدید عدالت، حتی در صورت نقد مارکس، همچنان تحت تاثیر پرسش های اساسی مطرح شده توسط او درباره نابرابری، قدرت و مناسبات اقتصادی قرار دارند.

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شیراز