بررسی تاثیر رهبری آموزشی مدیران، همکاری حرفه ای معلمان، فرهنگ سازمانی مدرسه و فناوری آموزشی بر کیفیت تدریس و یادگیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_2888

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

کیفیت تدریس و یادگیری در مدرسه حاصل عملکرد منفرد معلم یا برخورداری از تجهیزات آموزشی نیست، بلکه پیامد تعامل پیچیده مجموعه ای از عوامل مدیریتی، حرفه ای، فرهنگی و فناورانه است که در بستر سازمان مدرسه شکل می گیرند. در این میان، رهبری آموزشی مدیران، همکاری حرفه ای معلمان، فرهنگ سازمانی مدرسه و فناوری آموزشی چهار مولفه مهم در تبیین ظرفیت مدارس برای ایجاد محیط های یاددهی یادگیری اثربخش محسوب می شوند. هدف مقاله حاضر، بررسی تحلیلی و تلفیقی نقش این چهار متغیر در ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری و تبیین سازوکارهای ارتباط میان آن هاست. بر اساس تحلیل پژوهش های داخلی، رهبری آموزشی هنگامی اثربخش است که مدیر مدرسه از نقش اداری صرف فاصله گرفته و بر بهبود فرایند تدریس، توانمندسازی معلمان، ایجاد چشم انداز مشترک، حمایت از نوآوری و فراهم کردن زمینه یادگیری حرفه ای تمرکز کند. چنین رهبری ای می تواند شرایط لازم برای شکل گیری همکاری حرفه ای معلمان را فراهم سازد؛ همکاری ای که از طریق برنامه ریزی مشترک، تبادل تجربه، گفت وگوی حرفه ای، مشاهده و تحلیل تدریس و یادگیری جمعی، دانش حرفه ای معلمان را به سرمایه ای جمعی تبدیل می کند. در کنار این دو عامل، فرهنگ سازمانی مدرسه نقش زمینه ای و تنظیم کننده دارد و می تواند روابط میان مدیر و معلم، میزان اعتماد، پذیرش تغییر، انگیزش حرفه ای و آمادگی برای نوآوری را تقویت یا تضعیف کند. فناوری آموزشی نیز در صورت ادغام هدفمند با طراحی آموزشی و شایستگی های حرفه ای معلمان، امکان شخصی سازی یادگیری، تنوع بخشی به روش های تدریس، افزایش تعامل، بهبود ارزشیابی و ارائه بازخورد مستمر را فراهم می کند؛ اما استفاده صرف از ابزارهای دیجیتال بدون زیرساخت مناسب، آموزش حرفه ای و حمایت مدیریتی الزاما به افزایش کیفیت منجر نمی شود. تحلیل تلفیقی نشان می دهد که این متغیرها را نمی توان به صورت مجموعه ای از عوامل مستقل در نظر گرفت؛ بلکه اثرگذاری واقعی آن ها در قالب یک نظام مدرسه ای به هم پیوسته آشکار می شود که در آن رهبری آموزشی، جهت و حمایت لازم را ایجاد می کند، فرهنگ سازمانی بستر اعتماد و نوآوری را فراهم می سازد، همکاری حرفه ای ظرفیت جمعی معلمان را افزایش می دهد و فناوری آموزشی امکان بازطراحی فرایندهای تدریس و یادگیری را توسعه می دهد. از این منظر، ارتقای کیفیت آموزشی نیازمند رویکردی سیستمی است که به جای تمرکز بر یک مداخله منفرد، هم زمان ظرفیت رهبری، فرهنگ، حرفه ای گری و فناوری مدرسه را تقویت کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

معصومه صباغی

معلم مقطع ابتدایی ؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان ابهر

فاطمه مسیبی

معلم مقطع ابتدایی ؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان ابهر