کاربست نظریه بار شناختی در طراحی محتوای چندرسانه ای برای کاهش سردرگمی و افزایش بازدهی یادگیری دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_2856
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی کاربست نظریه بار شناختی در طراحی محتوای چندرسانه ای برای کاهش سردرگمی و افزایش بازدهی یادگیری دانش آموزان انجام شده است. نظریه بار شناختی که توسط جان سوئلر در دهه ۱۹۸۰ میلادی مطرح شد، یکی از تاثیرگذارترین نظریه ها در حوزه طراحی آموزشی و روانشناسی یادگیری است. این نظریه بر اساس محدودیت های ذاتی حافظه کاری انسان (که قادر به نگهداری و پردازش هم زمان تنها تعداد محدودی از عناصر اطلاعاتی است) استوار است و سه نوع بار شناختی را متمایز می کند: «بار شناختی درونی» (ناشی از پیچیدگی ذاتی محتوای یادگیری)، «بار شناختی بیرونی» (ناشی از طراحی نامناسب مواد آموزشی که منابع حافظه کاری را هدر می دهد) و «بار شناختی مطلوب» (ناشی از پردازش عمیق و معنادار اطلاعات که به یادگیری و ساخت طرحواره ها کمک می کند). طراحی نامناسب محتوای چندرسانه ای (مانند ارائه هم زمان متن و تصویر غیرمرتبط، استفاده از انیمیشن های اضافی و تزئینی، تقسیم توجه فراگیر میان منابع مختلف اطلاعاتی و ارائه اطلاعات زائد) می تواند بار شناختی بیرونی را به طور قابل توجهی افزایش داده و به «سردرگمی» و «اضافه بار شناختی» منجر شود. در مقابل، طراحی مبتنی بر اصول نظریه بار شناختی (مانند اصل چندرسانه ای، اصل پیوستگی، اصل تقسیم توجه، اصل افزونگی و اصل نشانه گذاری) می تواند بار شناختی بیرونی را کاهش داده، ظرفیت حافظه کاری را برای پردازش عمیق اطلاعات (بار مطلوب) آزاد کند و بازدهی یادگیری را افزایش دهد. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی و سنتزپژوهی، مبانی نظری بار شناختی و اصول طراحی چندرسانه ای (بر اساس مدل مایر) تحلیل شد و چارچوبی برای ارزیابی محتوای چندرسانه ای آموزشی تدوین گردید. همچنین با ۱۴ متخصص طراحی آموزشی و تکنولوژی آموزشی و ۱۲ معلم باتجربه که از محتوای چندرسانه ای در تدریس استفاده می کردند، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق انجام شد. در مرحله کمی، با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه، اثربخشی یک بسته آموزشی چندرسانه ای بازطراحی شده بر اساس اصول بار شناختی بر روی ۸۰ دانش آموز پایه هشتم (۴۰ نفر گروه آزمایش و ۴۰ نفر گروه گواه) در درس علوم تجربی مورد آزمون قرار گرفت. گروه آزمایش با محتوای چندرسانه ای بازطراحی شده (مطابق اصول بار شناختی) و گروه گواه با محتوای چندرسانه ای سنتی (طراحی شده بدون رعایت اصول) آموزش دیدند. ابزارهای گردآوری داده شامل آزمون یادگیری (پیش آزمون و پس آزمون با سوالات یادآوری، درک و انتقال)، مقیاس بار شناختی (نسخه پاس و همکاران، ۱۹۹۴، با ۹ گویه در دو مولفه بار درونی و بار بیرونی) و پرسشنامه سردرگمی و درگیری با محتوا (محقق ساخته با ۱۲ گویه) بود. روایی ابزارها با نظر متخصصان و پایایی با آلفای کرونباخ (بار شناختی: ۸۷/۰، سردرگمی: ۸۵/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام گردید. یافته های کیفی به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل «اصول بنیادین کاهش بار بیرونی»، «اصول مدیریت بار درونی»، «اصول تقویت بار مطلوب»، «چالش های عملی طراحی چندرسانه ای در بستر مدارس ایران» و «ضرورت آموزش معلمان و طراحان» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که محتوای چندرسانه ای بازطراحی شده بر اساس اصول بار شناختی، به طور معناداری بازدهی یادگیری را افزایش (اندازه اثر ۵۶/۰) و بار شناختی بیرونی و سردرگمی را کاهش (اندازه اثر ۴۸/۰) داده است. بیشترین تاثیر در سوالات «درک» و «انتقال» (نشان دهنده یادگیری عمیق) مشاهده شد. این پژوهش یک چارچوب عملی برای طراحی و ارزیابی محتوای چندرسانه ای مبتنی بر نظریه بار شناختی ارائه می دهد و پیشنهاد می کند که این اصول در برنامه های تربیت معلم و طراحی محتوای آموزشی رسمی گنجانده شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
یوسف اسماعیل پور
کارشناسی فقه و حقوق
عباس قره جانلو
فوق لیسانس فیزیولوژی ورزشی، شغل فرهنگی
رضا اسدی
معلم رسمی آموزش و پرورش
مرضیه گنجی زاده
معلم رسمی آموزش و پرورش