تحلیل و بررسی تاثیر بازخورد توصیفی فرآیندمدار بر خطاهای دیکته نویسی بر اساس طبقه بندی مراحل رشد املایی در دانش آموزان دیرآموز

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 62

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_2833

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی تاثیر بازخورد توصیفی فرآیندمدار بر کاهش خطاهای دیکته نویسی بر اساس طبقه بندی مراحل رشد املایی در دانش آموزان دیرآموز انجام شده است. دانش آموزان دیرآموز به عنوان گروهی از کودکان با نیازهای ویژه آموزشی که دارای بهره هوشی در محدوده ۷۰ تا ۸۵ هستند و در عین حال در کلاس های عادی تحصیل می کنند، با چالش های قابل توجهی در مهارت های تحصیلی پایه از جمله خواندن، نوشتن و به ویژه دیکته نویسی (املا) روبرو هستند. خطاهای املایی در این دانش آموزان نه تنها بازتابی از ضعف در حافظه دیداری و شنیداری، بلکه نشان دهنده توقف در مراحل اولیه رشد املایی است. طبقه بندی مراحل رشد املایی (بر اساس الگوی گنتری و مدل های مشابه) شامل پنج مرحله پیش ارتباطی، نیمه آوایی، آوایی، انتقالی و قراردادی است که هر یک ویژگی های خاص خود را دارند. رویکردهای سنتی در آموزش املا که عمدتا مبتنی بر «تصحیح نتیجه محور» (علامت گذاری خطاها و نمره دهی) و «تمرین های تکراری و طوطی وار» هستند، برای دانش آموزان دیرآموز نه تنها اثربخشی لازم را ندارند، بلکه می توانند به کاهش عزت نفس، افزایش اضطراب و تقویت احساس ناتوانی منجر شوند. در مقابل، «بازخورد توصیفی فرآیندمدار» رویکردی است که در آن معلم به جای تمرکز بر «نتیجه نهایی» (تعداد خطاها)، بر «فرایند یادگیری» (راهبردهای املایی، تحلیل خطاها، پیشرفت تدریجی) تمرکز می کند و بازخوردهایی ارائه می دهد که به دانش آموز کمک می کند تا «چگونگی» بهبود را بیاموزد. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش مطالعه موردی چندگانه و تحلیل محتوای کیفی، ۱۲ دانش آموز دیرآموز پایه سوم و چهارم ابتدایی از دو مدرسه ابتدایی شهر تهران به مدت ۱۰ هفته تحت آموزش املا با رویکرد بازخورد توصیفی فرآیندمدار قرار گرفتند. داده ها از طریق مشاهده مشارکتی جلسات آموزشی، تحلیل نمونه های دیکته نویسی و مصاحبه با معلمان و والدین گردآوری شد. در مرحله کمی، با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه، ۴۰ دانش آموز دیرآموز (۲۰ نفر گروه آزمایش و ۲۰ نفر گروه گواه) به مدت ۸ هفته مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری داده شامل چک لیست تحلیلی خطاهای املایی (محقق ساخته با ۳۰ گویه در پنج طبقه خطاهای دیداری، خطاهای شنیداری، خطاهای حرکتی-نوشتاری، خطاهای قاعده ای و خطاهای معنایی بر اساس مراحل رشد املایی)، آزمون هوش وکسلر برای کودکان (نسخه چهارم، برای تشخیص دیرآموزی)، و پرسشنامه اضطراب املاء (محقق ساخته با ۱۵ گویه) بود. روایی ابزارها با نظر متخصصان و پایایی با آلفای کرونباخ (خطاهای املایی: ۸۸/۰، اضطراب املا: ۸۵/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی در مرحله اول و تحلیل کوواریانس چندمتغیره در مرحله دوم انجام گردید. یافته های کیفی به شناسایی چهار مضمون اصلی شامل «از شرم خطا تا پذیرش و یادگیری از خطا»، «بازخورد به مثابه چراغ راه: روشن کردن مسیر یادگیری»، «افزایش خودآگاهی فراشناختی» و «چالش های اجرایی در کلاس های شلوغ» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که بازخورد توصیفی فرآیندمدار به طور معناداری خطاهای املایی را در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه کاهش داده است (۰۵/۰>p، ۴۸/۰=η²). بیشترین کاهش در خطاهای دیداری (۵۲/۰=η²) و خطاهای شنیداری (۴۶/۰=η²) مشاهده شد. همچنین اضطراب املا در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافت. این پژوهش پیشنهاد می کند که رویکرد بازخورد توصیفی فرآیندمدار به عنوان یک راهبرد موثر برای آموزش املا به دانش آموزان دیرآموز در برنامه های آموزشی رسمی گنجانده شود.

نویسندگان

مریم رشمئی

کارشناسی فناوری اطلاعات

مهشید دهقانیان

فوق لیسانس تربیت بدنی

یزدان قره جانلو

لیسانس ورزش، مدیر مدرسه

میثم قاضی محسنی

کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دبیر علوم اجتماعی