بررسی رابطه عدالت آموزشی، فرصت های یادگیری، کیفیت تدریس و رضایت دانش آموزان از مدرسه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_2785
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
عدالت آموزشی، فرصت های یادگیری، کیفیت تدریس و رضایت دانش آموزان از مدرسه از جمله سازه های به هم پیوسته ای هستند که کیفیت واقعی تجربه آموزشی را شکل می دهند و نمی توان هر یک را بدون توجه به دیگری به طور کامل تبیین کرد. عدالت آموزشی صرفا به معنای توزیع برابر منابع میان دانش آموزان نیست، بلکه مستلزم فراهم ساختن شرایطی است که در آن تفاوت های فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی دانش آموزان در تخصیص فرصت ها، حمایت ها و منابع مورد توجه قرار گیرد. فرصت های یادگیری نیز به میزان و کیفیت دسترسی دانش آموزان به زمان آموزشی، منابع، فعالیت های شناختی، تعامل با معلم، فناوری، تجربه های مشارکتی و زمینه های متنوع یادگیری اشاره دارد. کیفیت تدریس حلقه واسطی است که منابع و فرصت های آموزشی را به تجربه واقعی یادگیری تبدیل می کند و از طریق طراحی آموزشی، مدیریت کلاس، تعامل معلم و دانش آموز، بازخورد و روش های فعال تدریس بر ادراک دانش آموز از مدرسه اثر می گذارد. در نهایت، رضایت از مدرسه پیامد صرفا عاطفی یا رفاهی نیست، بلکه شاخصی از کیفیت تجربه تحصیلی، احساس تعلق، ادراک عدالت، مشارکت و پذیرش محیط مدرسه است. هدف مقاله حاضر، تحلیل رابطه میان این چهار سازه و تبیین سازوکارهای احتمالی اثرگذاری متقابل آن ها بر یکدیگر است. بررسی مطالعات داخلی نشان می دهد که عدالت آموزشی در سطوح توزیعی، رویه ای و تعاملی می تواند زمینه دسترسی منصفانه تر به فرصت های یادگیری و شکل گیری ادراک مثبت تر از محیط مدرسه را فراهم سازد. در عین حال، فرصت یادگیری هنگامی به پیامد آموزشی مطلوب منجر می شود که از کیفیت کافی برخوردار باشد؛ بنابراین افزایش کمی زمان یا منابع آموزشی بدون توجه به نحوه استفاده از آن الزاما به یادگیری بهتر و رضایت بیشتر منجر نمی شود. کیفیت تدریس نیز به عنوان عامل تبدیل کننده منابع به تجربه آموزشی، می تواند رابطه میان عدالت و رضایت را تقویت یا تضعیف کند. شواهد داخلی همچنین نشان می دهد که تعامل مثبت معلم و دانش آموز، محیط روانی اجتماعی مناسب، روش های مشارکتی، شفافیت رویه های مدرسه و دسترسی به امکانات با رضایت بیشتر دانش آموزان ارتباط دارند. بر این اساس، رضایت دانش آموز را باید حاصل برآیند یک نظام آموزشی منصفانه، فرصت محور، باکیفیت و حمایتگر دانست. مقاله نتیجه می گیرد که سیاست گذاری برای ارتقای رضایت دانش آموزان، زمانی اثربخش خواهد بود که به جای تمرکز بر یک متغیر منفرد، هم زمان بر کاهش نابرابری، گسترش فرصت های یادگیری باکیفیت، ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان و بهبود کیفیت محیط مدرسه تمرکز کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه احتشام
مشاور دبیرستان نسیبه شهرستان قاین
معصومه زهرانژاد
معاون پرورشی دبیرستان نسیبه شهرستان قاین
فاطمه حقگو
مدیر دبیرستان نسیبه شهرستان قاین
فاطمه سادات ابراهیمی
مشاور دبیرستان شاهد ریحانه النبی