بررسی رابطه خلاقیت تدریس، انعطاف پذیری آموزشی، درگیری شناختی و تجربه یادگیری دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_2705
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان اجتماعی، فناورانه و فرهنگی، نظام های آموزشی را با این ضرورت مواجه ساخته است که از الگوهای انتقال یک سویه دانش به سوی محیط های یادگیری پویا، مشارکتی و یادگیرنده محور حرکت کنند. در چنین شرایطی، کیفیت تجربه یادگیری دانش آموزان دیگر صرفا تابع میزان انتقال محتوای درسی نیست، بلکه به مجموعه ای از فرایندهای متعامل شامل کیفیت تدریس، توانایی معلم در طراحی موقعیت های یادگیری خلاق، انعطاف پذیری در مواجهه با تفاوت های فردی، میزان درگیری شناختی دانش آموز و کیفیت ادراک او از فرایند یادگیری وابسته است. خلاقیت تدریس را می توان ظرفیت معلم برای بازطراحی هدفمند روش، محتوا، فعالیت، تعامل و ارزشیابی دانست؛ ظرفیتی که امکان ایجاد موقعیت های متنوع برای کشف، پرسشگری، حل مسئله و تولید ایده را فراهم می کند. انعطاف پذیری آموزشی نیز ناظر بر توانایی تغییر و تنظیم روش ها، سرعت، سطح دشواری، شیوه ارائه و نوع حمایت آموزشی متناسب با نیازهای یادگیرندگان و شرایط محیطی است. در این میان، درگیری شناختی حلقه واسط مهمی میان کیفیت موقعیت آموزشی و تجربه واقعی یادگیری به شمار می آید؛ زیرا هنگامی که دانش آموز صرفا دریافت کننده اطلاعات نباشد و به تفسیر، مقایسه، استدلال، حل مسئله، ارزیابی و تولید معنا بپردازد، تجربه یادگیری از سطح حضور فیزیکی در کلاس فراتر رفته و به تجربه ای عمیق و معنادار تبدیل می شود. هدف این مقاله مروری، تبیین و تحلیل ارتباط میان چهار سازه خلاقیت تدریس، انعطاف پذیری آموزشی، درگیری شناختی و تجربه یادگیری دانش آموزان است. برای این منظور، پژوهش های فارسی و داخلی مرتبط بررسی و از میان منابع قابل اعتبارسنجی، مطالعاتی انتخاب شده اند که به طور مستقیم یا نزدیک به روابط میان متغیرهای مورد بحث پرداخته اند. تحلیل ادبیات نشان می دهد که خلاقیت تدریس در صورتی به پیامدهای یادگیری پایدار منجر می شود که با انعطاف پذیری حرفه ای همراه باشد؛ زیرا نوآوری آموزشی بدون سازگاری با ویژگی های یادگیرنده ممکن است به تنوع صوری و نه یادگیری عمیق منجر شود. همچنین، انعطاف پذیری زمانی بیشترین اثر را دارد که در خدمت فعال سازی فرایندهای شناختی قرار گیرد. در این چارچوب، درگیری شناختی می تواند سازوکار اصلی تبدیل ویژگی های تدریس و محیط آموزشی به تجربه یادگیری باکیفیت باشد. برآیند این تحلیل حاکی از آن است که برای ارتقای کیفیت آموزش، لازم است این متغیرها نه به صورت عوامل منفرد، بلکه در قالب یک منظومه تعاملی مورد توجه قرار گیرند؛ منظومه ای که در آن معلم خلاق، محیط انعطاف پذیر، فعالیت شناختی عمیق و تجربه یادگیری معنادار به صورت متقابل یکدیگر را تقویت می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسی ندیمی
دبیر زبان انگلیسی مقطع متوسطه ، اداره آموزش و پرورش فسا