بررسی تاثیر ارزیابی اصیل، خودارزیابی، بازخورد مستمر و سنجش واقعی یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_2701

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تحول در نظام های آموزشی معاصر، مفهوم ارزشیابی را از یک ابزار صرفا پایانی برای تعیین میزان موفقیت یا شکست دانش آموز، به مولفه ای اساسی در فرایند یاددهی یادگیری تبدیل کرده است. در این رویکرد، ارزش ارزشیابی نه فقط در اندازه گیری آنچه دانش آموز آموخته است، بلکه در توانایی آن برای آشکارسازی فرایند یادگیری، تشخیص نیازهای آموزشی، اصلاح عملکرد و هدایت یادگیرنده به سوی یادگیری عمیق تر معنا می یابد. ارزیابی اصیل با قرار دادن دانش آموز در موقعیت های معنادار و نزدیک به مسائل واقعی زندگی، فاصله میان دانش مدرسه ای و کاربرد عملی آن را کاهش می دهد؛ خودارزیابی با افزایش مشارکت یادگیرنده در داوری درباره عملکرد خویش، زمینه رشد خودآگاهی و خودتنظیمی را فراهم می سازد؛ بازخورد مستمر نیز با ارائه اطلاعات مشخص درباره وضعیت کنونی، هدف مطلوب و مسیر دستیابی به آن، ارزشیابی را به عاملی برای اصلاح و پیشرفت تبدیل می کند. در این میان، سنجش واقعی یادگیری مستلزم آن است که شواهد یادگیری محدود به نمره آزمون های سنتی نباشد و ابعاد شناختی، مهارتی، عملکردی و تا حد امکان نگرشی یادگیری را در موقعیت های معتبر آشکار سازد. بررسی پژوهش های داخلی نشان می دهد که حرکت از ارزشیابی سنتی به سوی الگوهای فرایندی، توصیفی و عملکردمحور می تواند با بهبود پیشرفت تحصیلی، افزایش مشارکت دانش آموزان و تقویت کیفیت فرایند یاددهی یادگیری همراه باشد؛ با این حال، اجرای اثربخش این رویکردها با چالش هایی مانند تراکم کلاس، محدودیت زمان، ضعف مهارت حرفه ای برخی معلمان، ناهمخوانی روش ارزشیابی با اهداف برنامه درسی و غلبه فرهنگ نمره محوری مواجه است. از این رو، ارزیابی اصیل، خودارزیابی، بازخورد مستمر و سنجش واقعی را نباید چهار روش منفرد و مستقل تلقی کرد، بلکه باید آنها را اجزای یک نظام یکپارچه ارزشیابی دانست که در آن دانش آموز از موضوع ارزشیابی به کنشگر فعال یادگیری تبدیل می شود. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، ابعاد مفهومی و کاربردی این رویکردها، سازوکارهای اثرگذاری آنها بر یادگیری، الزامات اجرای آنها در مدرسه و چالش های موجود در زمینه سنجش واقعی یادگیری دانش آموزان را بررسی می کند و بر ضرورت بازطراحی فرهنگ ارزشیابی در جهت حمایت از یادگیری عمیق، خودتنظیمی و کاربرد دانش تاکید دارد.

نویسندگان

فاطمه حشمتی

مدیر مقطع ابتدایی ؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان مشهد منطقه تبادکان