بررسی رابطه فرهنگ مدرسه، اعتماد حرفه ای، رهبری یادگیری و آمادگی مدرسه برای تحول آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_2699
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
تحول آموزشی در مدرسه صرفا پیامد اجرای یک برنامه جدید، تغییر محتوای درسی یا استقرار فناوری های نوین نیست، بلکه فرایندی چندبعدی است که به ظرفیت های فرهنگی، انسانی، مدیریتی و سازمانی مدرسه وابسته است. در این میان، فرهنگ مدرسه، اعتماد حرفه ای، رهبری یادگیری و آمادگی مدرسه برای تحول آموزشی را می توان چهار سازه به هم پیوسته دانست که در تعامل با یکدیگر امکان یا محدودیت تحقق تغییرات پایدار را شکل می دهند. فرهنگ مدرسه از طریق ارزش ها، هنجارها، الگوهای ارتباطی و انتظارات مشترک، چارچوبی ایجاد می کند که در آن کنش حرفه ای معلمان و مدیران معنا می یابد. اعتماد حرفه ای نیز با کاهش ادراک تهدید، افزایش امنیت روان شناختی، تسهیل تبادل دانش و تقویت همکاری، زمینه مشارکت اعضای مدرسه در فرایندهای تغییر را فراهم می سازد. در این میان، رهبری یادگیری نقش پیونددهنده ای دارد؛ زیرا مدیر مدرسه با تمرکز بر کیفیت یاددهی یادگیری، حمایت حرفه ای از معلمان، ایجاد چشم انداز مشترک، بازخورد آموزشی و سازمان دهی فرصت های یادگیری جمعی می تواند عناصر فرهنگی و روابط اعتمادآمیز را در جهت تحول آموزشی بسیج کند. مرور پژوهش های داخلی نشان می دهد فرهنگ مدرسه حمایتگر و مشارکتی با رشد حرفه ای، انگیزش و عملکرد معلمان ارتباط دارد و اعتماد سازمانی نیز با همکاری حرفه ای، تعهد شغلی و رضایت شغلی پیوند مثبت دارد. از سوی دیگر، پژوهش های مربوط به آمادگی برای تغییر نشان می دهند که اعتماد، حمایت سازمانی، فرهنگ سازنده و خودکارآمدی از عوامل مهم شکل دهنده آمادگی برای تحول اند، در حالی که مقاومت، تمرکزگرایی افراطی و فرهنگ های ناسالم می توانند این آمادگی را تضعیف کنند. بر این اساس، آمادگی مدرسه برای تحول آموزشی را نمی توان متغیری منفرد یا صرفا نگرشی فردی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را حاصل برهم کنش ظرفیت های فرهنگی، اعتمادآفرین و رهبری مدرسه دانست. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، رابطه این چهار سازه را تبیین کرده و نشان می دهد که تحول پایدار زمانی محتمل تر است که مدرسه از فرهنگی یادگیرنده برخوردار باشد، روابط حرفه ای بر اعتماد استوار شود، رهبری مدیر بر یادگیری متمرکز باشد و اعضای مدرسه ضرورت، امکان پذیری و ارزش تغییر را به صورت مشترک درک کنند. بر مبنای این تحلیل، تقویت ظرفیت تحول مدرسه مستلزم گذار از مدیریت اجرایی تغییر به رهبری فرهنگی و یادگیری محور تغییر است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
گلناز عزیز فرخانی۱
دبیر متوسطه دو ؛ اداره آموزش و پرورش ناحیه ۵ مشهد