نقش هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت تدریس و توانمندسازی معلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 38 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_1962

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت تدریس و توانمندسازی معلمان در نظام آموزشی ایران انجام شده است. این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) و با استفاده از طرح متوالی اکتشافی انجام شده است که به سه مرحله جمع آوری و تحلیل داده های کیفی، طراحی ابزار کمی بر اساس یافته های کیفی، و سپس جمع آوری و تحلیل داده های کمی تقسیم می شود. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل معلمان و کارشناسان آموزشی مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری، ۲۲ نفر از آنان انتخاب شدند و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق جمع آوری و با روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی که شامل کدگذاری باز، محوری و گزینشی است، تحلیل گردیدند و برای تامین اعتبار و روایی داده ها از روش های بازبینی توسط مشارکت کنندگان، بازبینی توسط همکاران پژوهشگر و سه سوسازی منابع داده استفاده شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع متوسطه دوم شهر تهران به تعداد ۲۵۰۰ نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، تعداد ۳۳۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته که بر اساس مولفه های استخراج شده از بخش کیفی و مبانی نظری طراحی شد و شامل سه بخش اصلی شامل کاربردهای هوش مصنوعی در تدریس با ۲۰ گویه، کیفیت تدریس با ۱۵ گویه و توانمندسازی معلمان با ۱۵ گویه بود که بر اساس طیف پنج درجه ای لیکرت تنظیم شده بودند و روایی و پایایی آن ها مورد تایید قرار گرفت، جمع آوری و با روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل گردیدند. یافته های بخش کیفی به شناسایی ۵ حوزه اصلی کاربرد هوش مصنوعی در تدریس شامل شخصی سازی یادگیری، تحلیل داده های عملکردی و پیش بینی پیشرفت تحصیلی، تولید محتوای آموزشی هوشمند، ارائه بازخورد خودکار و هوشمند، و خودکارسازی فرایندهای تکراری و اداری انجامید که هر یک از این حوزه ها دارای زیرحوزه ها و کاربردهای عملی متعددی هستند. نتایج بخش کمی نشان داد که میانگین نمرات کیفیت تدریس و توانمندسازی معلمان در گروهی که از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده می کنند، به طور معناداری بالاتر از گروهی است که از این ابزارها بهره نمی برند و این تفاوت در سطح ۰۰۱/۰>P معنادار بوده است. همچنین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که حوزه شخصی سازی یادگیری با ضریب بتای ۳۸/۰ بیشترین تاثیر و حوزه خودکارسازی فرایندهای اداری با ضریب بتای ۱۸/۰ کمترین تاثیر را بر ارتقای کیفیت تدریس و توانمندسازی معلمان دارند و این پنج حوزه در مجموع ۶۱ درصد از واریانس کیفیت تدریس و ۵۷ درصد از واریانس توانمندسازی معلمان را تبیین می کنند. از سوی دیگر، یافته ها حاکی از آن است که موانع اصلی استفاده از هوش مصنوعی در تدریس شامل کمبود زیرساخت های فنی و پهنای باند، نبود دانش و مهارت کافی معلمان، هزینه های بالای پیاده سازی، نگرانی های اخلاقی و حریم خصوصی، مقاومت سازمانی و فرهنگی در برابر تغییرات تکنولوژیک، و نبود سیاست ها و راهنماهای روشن در سطح ملی است. همچنین، تحلیل داده ها نشان داد که عواملی مانند سن، سابقه تدریس، جنسیت و میزان آشنایی قبلی با فناوری، بر بهره مندی معلمان از هوش مصنوعی تاثیر تعدیل گر دارند و معلمان جوان تر و با آشنایی بیشتر با فناوری، بهره بیشتری از این ابزارها برده اند.

نویسندگان

نیکو ایمانی

کارشناسی ارشد ریاضی کاربردی - تحقیق در عملیات ، البرز، کرج