واکاوی نقش روش های روایت گری تاریخی و مشاهده گری زیستی در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان دوره متوسطه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_1888
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش روش های روایت گری تاریخی و مشاهده گری زیستی در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان دوره متوسطه انجام شده است. تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهم ترین و حیاتی ترین شایستگی های قرن بیست و یکم، نیازمند روش های آموزشی خاصی است که فراتر از انتقال یک طرفه دانش، دانش آموزان را در معرض پرسش های اصیل، ابهام های شناختی و چالش های فکری قرار دهد. دو حوزه تاریخ و زیست شناسی، علی رغم تفاوت های ماهوی، هر یک به شیوه خاص خود می توانند بستر مناسبی برای پرورش تفکر انتقادی فراهم کنند. روایت گری تاریخی از طریق تحلیل چندصدایی روایات، بررسی منابع اولیه، تشخیص سوگیری ها و بازسازی استدلالی گذشته، ذهن دانش آموزان را برای تفکر انتقادی ورزیده می کند. مشاهده گری زیستی نیز از طریق مشاهده دقیق، طرح پرسش، فرضیه سازی، طراحی آزمایش، تحلیل داده ها و استنتاج منطقی، مهارت های تفکر علمی-انتقادی را پرورش می دهد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی و تحلیل محتوای اسناد آموزشی اجرا گردید. مشارکت کنندگان شامل ۲۲ معلم تاریخ و زیست شناسی دوره متوسطه و ۱۸ دانش آموز پایه های دهم تا دوازدهم بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق، مشاهده کلاس های درس (۱۲ جلسه) و تحلیل محتوای کتاب های درسی و راهنماهای معلم گردآوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون شش مرحله ای براون و کلارک انجام گردید. یافته های پژوهش به شناسایی پنج مضمون اصلی منجر شد: «روایت گری تاریخی به مثابه بستری برای چندصدایی و دیالکتیک» (شامل مقوله های تحلیل روایت های متعارض، بازشناسی سوگیری و اسناد تاریخی، درک تداوم و تغییر و همدلی تاریخی)، «مشاهده گری زیستی به مثابه تمرین استدلال تجربی» (شامل مقوله های مشاهده نظام مند، پرسش گری علمی، استدلال مبتنی بر شواهد، طراحی آزمایش و نقد روش شناختی)، «همگرایی های غیرمنتظره» (شامل مقوله های شباهت در فرایندهای استدلالی، مکمل بودن روایت و مشاهده و تلفیق روش ها)، «موانع و چالش ها» (شامل مقوله های غلبه حافظه محوری، محدودیت زمان، حجم بالای محتوا، کمبود منابع و ضعف آموزش معلمان) و «راهبردهای اثربخش» (شامل مقوله های تدریس مبتنی بر کاوش گری، استفاده از منابع اولیه، مناظره های تاریخی، آزمایش های کاوشگرانه و ارزشیابی فرایندی). نتایج نشان داد که هر دو روش روایت گری تاریخی و مشاهده گری زیستی، علی رغم تفاوت در حوزه موضوعی، از طریق سازوکارهای شناختی مشابهی (مانند تحلیل شواهد، ارزیابی اعتبار، تشخیص دیدگاه و استدلال منطقی) به پرورش تفکر انتقادی کمک می کنند و ترکیب هوشمندانه این دو روش می تواند به تقویت هم افزای تفکر انتقادی در دانش آموزان منجر شود. این پژوهش یک الگوی تلفیقی برای پرورش تفکر انتقادی از طریق پیوند روایت گری تاریخی و مشاهده گری علمی ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
صفورا بیگم قائم مقامی
فوق لیسانس تاریخ و فرهنگ تمدن اسلامی
پروانه اسکندری گندمانی
فوق لیسانس تاریخ ایران دوره اسلامی
فریال گلزاد
فوق لیسانس فیزیولوژی جانوری
فاطمه السادات جزایری
فوق لیسانس تاریخ ایران دوره اسلامی