کاوش در کارآمدی یادگیری خرد (Microlearning) بر ارتقای دقت توجه و درک عمیق مطالب دشوار درسی در میان دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_1830

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان اثربخشی رویکرد یادگیری خرد (Microlearning) در افزایش سطح دقت توجه و تعمیق درک مطالب پیچیده درسی در دانش آموزان طراحی و به اجرا درآمده است. با عنایت به دشواری محتوای کتاب های درسی و کاهش روزافزون دامنه توجه دانش آموزان در محیط های آموزشی سنتی، ارائه محتوای آموزشی در قالب واحدهای کوچک، هدفمند و منسجم می تواند بستری مناسب برای ارتقای تمرکز و دستیابی به یادگیری معنادار فراهم آورد. این مطالعه از حیث روش شناسی در زمره پژوهش های نیمه آزمایشی قرار دارد و با بهره گیری از طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با دو گروه مداخله و گواه در مدارس دولتی یکی از شهرستان های کشور اجرا گردید. حجم نمونه شامل ۶۰ نفر از دانش آموزان بود که گروه مداخله، آموزش خود را از طریق بسته های محتوایی مبتنی بر یادگیری خرد دریافت نمودند، در حالی که گروه گواه، آموزش را با شیوه های مرسوم و سنتی ادامه دادند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته، پرسشنامه استاندارد سنجش میزان تمرکز و فرم های مشاهده رفتارهای کلاسی بود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که رویکرد یادگیری خرد تاثیری چشمگیر و معنی دار بر افزایش سطح تمرکز دانش آموزان داشته و به طور قابل توجهی توانایی آنان را در تحلیل و درک مفاهیم پیچیده درسی بهبود بخشیده است. افزون بر این، در گروه مداخله، افزایش محسوسی در میزان انگیزه تحصیلی و مشارکت فعال در فرایند یادگیری مشاهده شد و رفتارهای تعاملی و پویاتری در فضای کلاس به ثبت رسید. تحلیل داده های کمی با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان داد که تفاوت میانگین نمرات دو گروه در متغیرهای تمرکز و یادگیری مفاهیم پیچیده، از لحاظ آماری معنادار است همچنین، تحلیل داده های کیفی حاصل از مشاهدات و مصاحبه ها، موید افزایش مشارکت و رضایت مندی دانش آموزان از آموزش های کوتاه مدت و هدفمند بود. برآیند کلی این پژوهش حاکی از آن است که یادگیری خرد می تواند به عنوان رویکردی مکمل و کارآمد در کنار روش های سنتی تدریس مورد استفاده قرار گیرد و ضمن کاهش بار شناختی فراگیران، به ارتقای انگیزه و کیفیت یادگیری آنان کمک نماید. یافته های این مطالعه برای معلمان، طراحان محتوای آموزشی و سیاست گذاران نظام تعلیم و تربیت حاوی پیام های کاربردی بوده و می تواند راهنمای مناسبی برای تدوین برنامه های درسی کوتاه مدت، هدفمند و تعاملی در مدارس باشد.

نویسندگان

فاطمه نظامی نیا

معاون اموزشی مدرسه آموزش و پرورش ، کارشناسی آموزش ابتدایی