تحلیل و بررسی تاثیر یادگیری کاوش محور بر خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه در دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_1753
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر یادگیری کاوش محور بر خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه در دانش آموزان انجام شد. خودکارآمدی تحصیلی به باور فرد درباره توانایی هایش برای سازماندهی و اجرای تکالیف درسی گفته می شود و اشتیاق به مدرسه نیز آمیزه ای از جذب شناختی، هیجانات مثبت و مشارکت فعال در فعالیت های آموزشی است. در نظام های آموزشی سنتی که بر انتقال یک سویه اطلاعات تاکید دارند، دانش آموزان اغلب منفعل بوده و فرصت چندانی برای تجربه عاملیت و شایستگی شخصی نمی یابند. یادگیری کاوش محور به عنوان رویکردی فراگیرمحور، با تاکید بر پرسش گری، کاوش فعال، آزمایش گری و کشف مفاهیم، بستری متفاوت برای تحول این دو متغیر روان شناختی فراهم می آورد. در چارچوب نظری این پژوهش، از نظریه شناختی-اجتماعی بندورا برای تبیین خودکارآمدی و از مدل اشتیاق تحصیلی فردریکس، بلومنفیلد و پاریس برای مفهوم پردازی اشتیاق به مدرسه استفاده شد. بر اساس این دیدگاه ها، تجربه تسلط، مشاهده الگوهای موفق، ترغیب کلامی و بازخورد سازنده، منابع اصلی رشد خودکارآمدی هستند. یادگیری کاوش محور با درگیر ساختن دانش آموزان در چرخه پرسش، فرضیه سازی، آزمون و نتیجه گیری، امکان تجربه مستقیم تسلط را فراهم می کند. دانش آموز در این فرایند به جای دریافت منفعل پاسخ ها، خود سازنده دانش خویش می شود و این عاملیت، باور به توانمندی شخصی را تقویت می کند. یافته های پژوهش های پیشین، از جمله مطالعات شبه آزمایشی در کلاس های علوم و ریاضی، نشان داده اند که اجرای روش کاوش محور موجب افزایش معنادار نمرات خودکارآمدی تحصیلی می شود. هنگامی که دانش آموز مسئله ای را با تلاش و کشف شخصی حل می کند، احساس شایستگی و کفایت در او به طور محسوسی رشد می یابد و این باور به حیطه های دیگر تحصیلی نیز تعمیم می یابد. همچنین یادگیری کاوش محور ذاتا با هیجانات مثبت همراه است؛ چراکه کنجکاوی، شگفتی و لذت حاصل از کشف، تجربه هایی عمیقا خوشایند برای یادگیرنده هستند. این هیجانات مثبت، زیربنای اشتیاق به مدرسه را شکل می دهند و دانش آموز را از درون برای حضور فعال و پیگیر در مدرسه برمی انگیزانند. پژوهش ها نشان داده اند که مولفه های اشتیاق (رفتاری، عاطفی و شناختی) تحت تاثیر روش های تدریس فعال و به ویژه کاوش محور ارتقا می یابند. در بعد رفتاری، دانش آموزان مشارکت بیشتر در بحث های کلاسی، پرسشگری مداوم و تلاش مضاعف برای حل مسائل را نشان می دهند. در بعد عاطفی، احساس تعلق به مدرسه، لذت از یادگیری و کاهش بی حوصلگی و فرسودگی تحصیلی گزارش شده است. در بعد شناختی نیز یادگیرندگان از راهبردهای عمیق تر مانند تحلیل، ترکیب و ارزشیابی بهره می گیرند و فراتر از حفظ طوطی وار مطالب عمل می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا عرب خزایلی
دانش آموخته ی کارشناسی ارشد مدیریت برنامه ریزی
محمد قاسم اسماعیلی سنگتابی
دانش آموخته ی کارشناسی زبان