واکاوی تاثیر تقویت انگیزه بر خودتنظیمی و راهبردهای فراشناختی در کلاس های ترکیبی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_1751

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر، واکاوی تاثیر مداخلات متمرکز بر تقویت انگیزه بر میزان به کارگیری راهبردهای خودتنظیمی و فراشناختی در میان دانش آموزان با سطوح مختلف توانمندی در بستر کلاس های ترکیبی (حضوری-آنلاین) بود. در محیط های یادگیری ترکیبی که مشخصه آن ها کاهش نظارت مستقیم معلم و افزایش مسئولیت پذیری فردی یادگیرنده است، نقش متغیرهای انگیزشی در هدایت شناختی فراگیران اهمیتی دوچندان می یابد. بر این اساس، مسئله اصلی این مطالعه تبیین شکاف پژوهشی موجود در زمینه چگونگی تاثیرپذیری مولفه های خودتنظیمی (شامل برنامه ریزی، خودپایشی و خودارزیابی) و راهبردهای فراشناختی (مانند بازبینی، شفاف سازی و نظارت بر درک مطلب) از برنامه های تقویت انگیزه در کلاس هایی با ترکیب ناهمگون دانش آموزان قوی، متوسط و ضعیف بود.این پژوهش با اتخاذ رویکرد شبه آزمایشی و به کارگیری طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه، بر روی ۶۰ دانش آموز پایه متوسطه اول که در یک کلاس ترکیبی ثبت نام کرده بودند، اجرا شد. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب و بر اساس نمرات پیشرفت تحصیلی به سه سطح عملکردی بالا، متوسط و پایین تفکیک شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۴۵ دقیقه ای در معرض مداخله انگیزشی مبتنی بر نظریه خودتعیین گری (SDT) با تمرکز بر ارضای نیازهای روانی بنیادین خودمختاری، شایستگی و ارتباط قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه استاندارد راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) و یک آزمون محقق ساخته سنجش به کارگیری راهبردهای فراشناختی در تکالیف آنلاین بود.یافته های تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) نشان داد که تقویت انگیزه در بستر ترکیبی به طور معناداری منجر به بهبود خودتنظیمی و استفاده از راهبردهای فراشناختی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه شده است. با این حال، تحلیل دقیق تر داده ها حاکی از الگوی افتراقی در میان سطوح مختلف یادگیرندگان بود. جالب ترین یافته پژوهش این بود که بیشترین اندازه اثر مداخله انگیزشی نه در دانش آموزان قوی، بلکه در گروه دانش آموزان با عملکرد متوسط مشاهده شد که جهش قابل توجهی در شاخص «مدیریت زمان و محیط مطالعه» از خود نشان دادند. دانش آموزان ضعیف نیز عمدتا در مولفه «کمک خواهی انطباقی» پیشرفت کردند، در حالی که دانش آموزان قوی بیشترین رشد را در کاربست «راهبردهای بسط و سازمان دهی عمیق» تجربه کردند.

نویسندگان

صدیقه عابدینی دهبنه

دانش آموخته ی کارشناسی آموزش ابتدایی

مرضیه حسین حاجی مارمی

دانش آموخته ی کارشناسی زبان و ادبیات فارسی

نازلی شناور

دانش آموخته ی کارشناسی ارشد معماری

لادن علی عباسی

دانش آموخته ی کارشناسی دبیری ادبیات فارسی