بررسی تاثیر روش های تدریس فعال بر افزایش مشارکت دانش آموزان در فعالیتهای کلاسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_1642
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روش های تدریس فعال بر افزایش مشارکت دانش آموزان در فعالیت های کلاسی در مقطع متوسطه اول شهر اصفهان انجام شد. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود که در آن تاثیر سه روش تدریس فعال شامل یادگیری مبتنی بر مسئله، یادگیری همیاری و تدریس اکتشافی بر مشارکت رفتاری، شناختی و عاطفی دانش آموزان مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه هشتم مناطق ۱، ۳ و ۵ شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد ۲۴۰ دانش آموز (۴ کلاس ۶۰ نفری) به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در چهار گروه (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایدهی شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه استاندارد مشارکت کلاسی (CES) با ۳۲ گویه در سه بعد مشارکت رفتاری، شناختی و عاطفی بود که روایی و پایایی آن در پژوهش های قبلی در ایران تایید شده است و ضریب آلفای کرونباخ آن در پژوهش حاضر برای کل پرسشنامه ۰.۹۲ و برای خرده مقیاس ها به ترتیب ۰.۸۹، ۰.۸۵ و ۰.۸۸ به دست آمد. همچنین برای سنجش عینی مشارکت، از چک لیست مشاهده رفتار کلاسی و تعداد دفعات مشارکت داوطلبانه دانش آموزان در طول جلسات آموزشی استفاده شد که توسط دو ناظر آموزش دیده به صورت مستقل ثبت گردید و ضریب توافق بین آن ها ۰.۸۷ محاسبه شد. گروه های آزمایش به مدت ۱۲ جلسه ۷۵ دقیقه ای (۳ جلسه در هفته) تحت آموزش با روش های تدریس فعال قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل با روش سنتی و سخنرانی آموزش دیدند. یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که هر سه روش تدریس فعال در مقایسه با روش سنتی، به طور معناداری مشارکت دانش آموزان را در هر سه بعد افزایش داده اند و این افزایش در گروه یادگیری همیاری با میانگین ۴.۲۳ از ۵ (در مقیاس پس آزمون) بیشتر از گروه یادگیری مبتنی بر مسئله (میانگین ۳.۹۸) و گروه تدریس اکتشافی (میانگین ۳.۸۷) بود، در حالی که میانگین گروه کنترل ۲.۷۶ بود. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین افزایش در بعد مشارکت عاطفی (علاقه و اشتیاق) مربوط به گروه یادگیری همیاری بود و کمترین افزایش در بعد مشارکت شناختی (تلاش ذهنی و راهبردهای عمیق) در گروه تدریس اکتشافی مشاهده شد. تحلیل اندازه گیری مکرر در طول زمان نیز نشان داد که روند افزایش مشارکت در گروه های آزمایش از جلسه چهارم به بعد با شیب تندتری ادامه یافت و این افزایش تا پایان جلسات پایدار بود، در حالی که گروه کنترل نوسانات جزئی و کاهش تدریجی را نشان داد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که عواملی مانند جنسیت، پایه تحصیلی و سابقه تحصیلی والدین، تاثیر روش های تدریس فعال بر مشارکت را تعدیل نمی کنند، اما سطح انگیزه اولیه دانش آموزان به عنوان یک متغیر تعدیل گر معنادار عمل می کند و دانش آموزان با انگیزه اولیه پایین، بیشترین افزایش مشارکت را در گروه های آزمایش نشان دادند که حکایت از نقش جبرانی روش های فعال برای دانش آموزان کم انگیزه دارد. در مجموع، یافته های این پژوهش به وضوح نشان می دهد که روش های تدریس فعال، به ویژه یادگیری همیاری، می توانند به عنوان راهبردهای موثر برای افزایش مشارکت همه جانبه دانش آموزان در فعالیت های کلاسی مورد استفاده قرار گیرند .
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرشته ذهبیون
کارشناسی ارشد مهندسی فضای سبز، البرز، کرج