مفهوم طبیعت در آثار مارکس و ارتباط آن با بحران های زیست محیطی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVRTETPD01_552

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

مفهوم طبیعت در اندیشه کارل مارکس یکی از بنیادی ترین مولفه های نظریه انتقادی او درباره سرمایه داری است. برخلاف برداشت های رایج که مارکس را صرفا نظریه پرداز اقتصاد سیاسی می دانند، مطالعه آثار وی نشان می دهد که طبیعت جایگاهی اساسی در تحلیل مناسبات تولید، کار، مالکیت و بازتولید اجتماعی دارد. مارکس رابطه انسان و طبیعت را رابطه ای دیالکتیکی می داند که از طریق کار شکل می گیرد و در نظام سرمایه داری به سبب سلطه منطق انباشت سرمایه، دچار گسست و اختلال می شود. این گسست که در ادبیات معاصر با عنوان «شکاف متابولیک» شناخته می شود، زمینه ساز تخریب محیط زیست، فرسایش منابع طبیعی، آلودگی گسترده و تشدید بحران های اکولوژیک است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم طبیعت در آثار مارکس و بررسی ارتباط آن با بحران های زیست محیطی معاصر انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد که بسیاری از بحران های زیست محیطی امروز، از جمله تغییرات اقلیمی، نابودی جنگل ها، آلودگی آب و خاک، بهره برداری بی رویه از منابع و کاهش تنوع زیستی، از منظر مارکس ریشه در منطق سودمحور سرمایه داری دارند. همچنین اندیشه مارکس ظرفیت بالایی برای ارائه چارچوبی نظری در تحلیل بحران های محیط زیستی و توسعه الگوهای پایدار دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که بازخوانی مفهوم طبیعت در آثار مارکس می تواند در فهم بهتر رابطه میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست و نیز تدوین سیاست های توسعه پایدار موثر باشد (اباذری، ۱۳۹۸؛ بشیریه، ۱۳۹۶).

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شیراز