بازتعریف نقش معلم و دانش آموز در عصر هوش مصنوعی؛ از رقابت تا همکاری برای یادگیری نوین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVRTETPD01_478

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در سال های اخیر، ظهور و گسترش سریع هوش مصنوعی در عرصه های مختلف زندگی بشر، به ویژه در حوزه آموزش و یادگیری، موجب شکل گیری تحولات بنیادین در ساختارهای سنتی نظام آموزشی شده است و این تغییرات به گونه ای است که دیگر نمی توان نقش معلم و دانش آموز را صرفا در قالب های سنتی انتقال و دریافت اطلاعات تعریف کرد، بلکه این دو نقش در حال بازتعریف اساسی در بستر فناوری های نوین هستند؛ به گونه ای که هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار قدرتمند پردازش داده، تولید محتوا، تحلیل یادگیری و شخصی سازی آموزش، وارد کلاس های درس شده و بسیاری از وظایفی را که پیش تر به طور کامل بر عهده معلم یا نظام آموزشی بود، به صورت خودکار یا نیمه خودکار انجام می دهد، از جمله پاسخ گویی به سوالات دانش آموزان، تولید تمرین های آموزشی، تحلیل عملکرد یادگیرندگان و حتی پیشنهاد مسیرهای یادگیری فردی، و همین امر سبب شده است تا این پرسش اساسی مطرح شود که در چنین شرایطی جایگاه معلم و دانش آموز چیست و چگونه می توانند در برابر این تحول عظیم واکنش مناسب نشان دهند، به طوری که نه تنها دچار حذف یا حاشیه نشینی نشوند، بلکه بتوانند از این فناوری به عنوان یک فرصت راهبردی برای ارتقای کیفیت آموزش استفاده کنند؛ در این میان، مفهوم «رقابت» با هوش مصنوعی به جای «همکاری» با آن، یکی از چالش های فکری مهم در نظام آموزشی معاصر محسوب می شود، زیرا اگر معلم و دانش آموز بخواهند خود را در موقعیت تقابل با این فناوری قرار دهند، احتمالا در بلندمدت دچار عقب ماندگی مهارتی و شناختی خواهند شد، اما اگر این رابطه به شکل یک تعامل هوشمندانه و تیمی تعریف شود، می تواند منجر به افزایش بهره وری آموزشی، رشد تفکر انتقادی، تقویت خلاقیت و بهبود فرآیند یادگیری شود؛ همچنین در این پژوهش تلاش شده است تا نشان داده شود که نقش معلم در عصر هوش مصنوعی از انتقال دهنده صرف دانش به نقش راهبر یادگیری، طراح تجربه آموزشی و هدایت گر مسیر شناختی دانش آموز تغییر یافته و در مقابل، دانش آموز نیز از یک گیرنده منفعل اطلاعات به یک یادگیرنده فعال، تحلیل گر و استفاده کننده هوشمند از منابع دیجیتال تبدیل شده است، به گونه ای که هر دو باید مهارت های جدیدی همچون سواد دیجیتال، تفکر انتقادی، توانایی ارزیابی اطلاعات، اخلاق استفاده از فناوری و مهارت همکاری با سیستم های هوشمند را کسب کنند؛ یافته های این بررسی نشان می دهد که هوش مصنوعی نه تنها تهدیدی برای حذف نقش انسانی در آموزش نیست، بلکه در صورت استفاده صحیح می تواند به عنوان یک مکمل قدرتمند عمل کرده و فرآیند یادگیری را شخصی سازی، سریع تر و کارآمدتر کند، همچنین مشخص شد که چالش اصلی نه در خود فناوری، بلکه در نحوه استفاده از آن و میزان آمادگی نظام آموزشی برای پذیرش تغییرات است، به طوری که اگر معلمان و دانش آموزان آموزش کافی در زمینه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی دریافت نکنند، ممکن است وابستگی بیش از حد، کاهش خلاقیت یا افت مهارت های شناختی رخ دهد، اما در صورت مدیریت صحیح، این فناوری می تواند به ارتقای عدالت آموزشی، دسترسی برابر به منابع یادگیری و افزایش کیفیت آموزش در سطوح مختلف منجر شود؛ در نهایت این پژوهش نتیجه گیری می کند که آینده آموزش نه در تقابل انسان و ماشین، بلکه در همکاری هوشمندانه میان معلم، دانش آموز و سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی شکل خواهد گرفت و این همکاری می تواند الگویی نوین از آموزش را ایجاد کند که در آن یادگیری عمیق تر، شخصی تر و کارآمدتر از گذشته خواهد بود.

نویسندگان

سپیده صادقی فر

کارشناسی آموزش ریاضی

سمیه پولادوند

کارشناسی ارشد تصویرسازی

لیلا رضوی

کارشناسی ارشد شیمی محض، گرایش تجزیه

فرشید خانی نژاد

کارشناسی مطالعات اجتماعی