تحول دیجیتال در آموزش و پرورش از زیرساخت تا فرهنگ سازمانی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO05_220

تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تحول دیجیتال در آموزش و پرورش را نمی توان صرفا به معنای تجهیز مدارس به رایانه، اینترنت، سامانه های آموزشی یا ابزارهای هوشمند تلقی کرد، بلکه این پدیده فرایندی چندبعدی است که هم زمان زیرساخت های فناورانه، فرایندهای آموزشی، ساختارهای مدیریتی، شایستگی های حرفه ای کارکنان، الگوهای ارتباطی و فرهنگ سازمانی را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف مقاله حاضر تحلیل تطبیقی ابعاد تحول دیجیتال در آموزش و پرورش با تاکید بر پیوند میان زیرساخت های فنی و فرهنگ سازمانی است. در این رویکرد، تحول دیجیتال به عنوان یک تغییر نظام مند در نظر گرفته می شود که موفقیت آن به میزان هماهنگی میان فناوری، انسان، فرایند و ساختار سازمانی وابسته است. بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد که فراهم سازی تجهیزات و شبکه های ارتباطی اگرچه شرط لازم برای دیجیتالی شدن نظام آموزشی است، اما به تنهایی نمی تواند تغییر پایدار در کیفیت آموزش ایجاد کند. مدارس و سازمان های آموزشی زمانی قادر به بهره گیری اثربخش از فناوری خواهند بود که معلمان و مدیران از سواد دیجیتال، شایستگی داده ای و آمادگی لازم برای تغییر برخوردار باشند و فناوری را بخشی از منطق حرفه ای و آموزشی خود بدانند. از سوی دیگر، فرهنگ سازمانی می تواند هم به عنوان عامل تسهیل کننده و هم به عنوان مانع تحول دیجیتال عمل کند؛ سازمان هایی که در آنها یادگیری مستمر، همکاری، نوآوری، تجربه گرایی، اعتماد، مشارکت کارکنان و پذیرش خطاهای کنترل شده وجود دارد، ظرفیت بیشتری برای پذیرش فناوری های جدید دارند. در مقابل، ساختارهای اداری سلسله مراتبی، مقاومت در برابر تغییر، ضعف ارتباطات سازمانی و نگرش ابزاری به فناوری می تواند موجب شود سرمایه گذاری های فناورانه به استفاده سطحی از ابزارها محدود شود. همچنین تحول دیجیتال مستلزم بازنگری در شیوه های تصمیم گیری، مدیریت منابع انسانی، ارزیابی عملکرد، تولید و استفاده از داده های آموزشی و ارتباط مدرسه با خانواده و جامعه است. بر این اساس، شکاف دیجیتال تنها به نابرابری در دسترسی به تجهیزات و اینترنت محدود نیست، بلکه شامل تفاوت در کیفیت استفاده از فناوری، توانایی تحلیل داده، دسترسی به آموزش حرفه ای و ظرفیت سازمانی برای تبدیل فناوری به ارزش آموزشی نیز می شود. در این مقاله تاکید می شود که سیاست گذاری دیجیتال در آموزش و پرورش باید از رویکرد «فناوری محور» به رویکرد «تحول محور» حرکت کند؛ به گونه ای که زیرساخت های فنی، توسعه سرمایه انسانی، رهبری دیجیتال، فرهنگ سازمانی و حکمرانی داده در قالب یک نظام یکپارچه طراحی شوند. نتیجه کلی بررسی نشان می دهد که تحول دیجیتال موفق نه با خرید فناوری آغاز می شود و نه با نصب سامانه های جدید پایان می یابد، بلکه فرایندی مستمر برای بازطراحی شیوه های یاددهی یادگیری، مدیریت مدرسه و سازماندهی منابع آموزشی است. بنابراین، هرگونه برنامه تحول دیجیتال در آموزش و پرورش باید هم زمان به سه سطح فناوری، سازمان و انسان توجه کند و شاخص های موفقیت آن نیز علاوه بر میزان دسترسی به فناوری، بر کیفیت استفاده آموزشی، مشارکت معلمان، بهبود فرایندهای تصمیم گیری، عدالت دیجیتال و تغییر پایدار فرهنگ سازمانی متمرکز باشد.

نویسندگان

الهه لنگری

کد ملی:۲۰۳۰۲۸۲۱۸۹ ش پرسنلی :۱۱۱۱۱۳۹۱ سمت :دبیر الهیات استان خراسان شمالی