دستان معلم، تجلی گاه منش دانش آموز فردا؛ جامعه ناظر بر شکفتن او
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFEDUE02_2341
تاریخ نمایه سازی: 30 مرداد 1405
چکیده مقاله:
شخصیت، به عنوان هسته ی مرکزی رفتار و کنش های انسانی، نه تنها مسیر تحول فردی را ترسیم می کند، بلکه بنیان گذار کیفیت تعاملات جمعی و سلامت اجتماعی جوامع به شمار می رود. در میان انبوه عوامل تاثیرگذار بر این فرایند پیچیده و پویا، نهاد آموزش وپرورش و به ویژه عنصر کانونی آن، یعنی معلم، از چنان جایگاه راهبردی برخوردارند که می توان آن را نقطه ی ثقل تحول شخصیت نسل آینده قلمداد کرد. با این حال، تامل در ادبیات پژوهشی معاصر نشان می دهد که بیشتر مطالعات، یا به تاثیرات محدود و تک بعدی معلم (مانند پیشرفت تحصیلی) پرداخته اند یا از تبیین چارچوبی منسجم برای نشان دادن چگونگی «انعکاس عمیق شخصیت معلم در تمامی لایه های وجودی دانش آموز» ناتوان بوده اند. مقاله ی حاضر با اتخاذ رویکردی بینارشته ای و با الهام از استعاره ی مفهومی «دستان معلم، آینه ی تمام نمای شخصیت فردا»، درصدد است تا با روش توصیفی-تحلیلی و به کارگیری تحلیل محتوای کیفی عمیق، به واکاوی شبکه ی پیچیده ی تاثیرات چندسویه ی شخصیت معلم بر ابعاد زیستی-روان شناختی و اجتماعی-فرهنگی دانش آموزان بپردازد. جامعه ی پژوهش، کلیه ی اسناد علمی معتبر نمایه شده در پایگاه های داخلی (نورمگز، مگیران، علم نت، ایران داک) و بین المللی (ERIC، ProQuest، Scopus، Web of Science) در بازه ی زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۶ میلادی است که با روش نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر معیارهای اعتبارسنجی محتوایی، انتخاب و با تکنیک کدگذاری باز و محوری، تحلیل شده اند.یافته های این پژوهش، در قالب شش محور هسته ای، تصویری فراتر از نگاه صرفا آموزشی از نقش معلم ترسیم می کنند: نخست، ویژگی های شخصیتی ثبات یافته ی معلم (همچون وظیفه شناسی، توافق پذیری، گشودگی به تجربه و ثبات عاطفی) به مثابه متغیرهای زمینه ساز، به صورت غیرمستقیم و از طریق ایجاد فضای امن روان شناختی، خودکارآمدی، انگیزه ی پیشرفت و باورهای فراشناختی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می دهند. دوم، بر اساس نظریه ی یادگیری مشاهده ای بندورا، فرایند «همانندسازی ناخودآگاه» در دانش آموزان به ویژه در دوره های حساس رشد (دبستان و نوجوانی) رخ می دهد که طی آن، الگوهای کلامی، رفتاری و حتی خلق وخوی معلم، بدون واسطه ی آگاهی، در نظام شناختی-هیجانی فراگیر نهادینه شده و به عنوان طرح واره های پایدار رفتاری در بزرگسالی بازتولید می شوند. سوم، کیفیت رابطه ی عاطفی معلم-دانش آموز، نه یک متغیر حاشیه ای، بلکه اصلی ترین پیش بینی کننده ی «حس تعلق پذیری مدرسه ای» و «تاب آوری تحصیلی» است؛ به گونه ای که روابط گرم و مبتنی بر احترام متقابل، سبک های دلبستگی ایمن را در محیط مدرسه بازتولید کرده و از بروز رفتارهای پرخطر، انزوا و افت عملکرد تحصیلی جلوگیری می کنند. چهارم، معلمان به عنوان عالی ترین کارگزاران جامعه پذیری رسمی، از مجرای ارتباطات بین فردی، روش های حل تعارض و انتقال ضمنی هنجارهای فرهنگی، نقشی بنیادین در شکل دهی به «وجدان کاری جمعی»، «مسئولیت پذیری اجتماعی» و «فرهنگ گفت وگو» در دانش آموزان ایفا می کنند که پیامد آن، تربیت شهروندانی آگاه، مشارکت جو و التزام یافته به اخلاق مدنی است. پنجم، یافته ها نشان می دهد که تاثیرات شخصیت پروری معلمان، مرزهای کلاس درس را درنوردیده و در بلندمدت، مسیرهای شغلی، الگوهای ازدواج، نحوه ی فرزندپروری و حتی سلامت جسمانی و روانی دانش آموزان سابق را تحت شعاع قرار می دهد. ششم، پژوهش حاضر به صراحت آشکار می سازد که خلا اساسی نظام های آموزشی، به ویژه در ایران، نه در کمبود محتوای درسی، که در غفلت از گزینش همه جانبه ی شخصیتی معلمان و عدم طراحی برنامه های توانمندسازی روان ساختاری مداوم برای آنان است؛ غفلتی که به پرورش نسلی منفعل، فاقد خلاقیت و با سرمایه ی روان شناختی تحلیل رفته می انجامد.بحث نهایی مقاله بر این انگاره استوار است که «دستان معلم» صرفا ابزاری برای نوشتن بر تخته نیست؛ بلکه آیینه ای کنکاو و شفاف است که تمامی ابعاد وجودی یک معلم متعهد یا بی تعهد، عالم یا بی معلومات، مهربان یا خشن را به روشنی در ضمیر دانش آموزان منعکس می سازد. جامعه ای که چشم انداز تمدنی خود را در گرو شکوفایی سرمایه های انسانی می داند، ناگزیر باید از موضع نظاره گر صرف خارج شده و با بازطراحی سیاست های کلان گزینش، ارتقای منزلت اجتماعی معلم، ارائه ی بسته های حمایتی روان شناختی و بازنگری در برنامه های درسی تربیت معلم، بستری فراهم آورد تا معلمان شایسته، آینه های شخصیت ساز نسل فردا باشند.این پژوهش، با ارائه ی مدل تحلیلی «آینه و شکوفایی» (Mirror-Flourishing Model)، می تواند افق های نوینی را برای پژوهشگران حوزه ی تعلیم وتربیت، سیاست گذاران آموزشی و کنشگران عرصه ی تربیت معلم در جهت تحقق تحول بنیادین نظام آموزشی بگشاید و به عنوان نقشه راهی برای ارتقای کیفی نقش آفرینی معلمان در تراز انقلاب آموزشی قرن بیست ویکم مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
معلم ، شخصیت دانش آموز ، آینه ی شخصیت ، الگوی رفتاری ، یادگیری مشاهده ای ، رابطه ی معلم-دانش آموز ، رشد اجتماعی-عاطفی ، جامعه پذیری رسمی ، خودپنداره ، تاب آوری تحصیلی ، هویت یابی ، سرمایه ی روان شناختی ، گزینش معلمان ، توانمندسازی حرفه ای ، آموزش وپرورش ، شکوفایی انسانی ، اخلاق مداری ، مهارت های ارتباطی ، نظریه ی یادگیری اجتماعی.
نویسندگان
فرانک عرب
کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی