رویکرد یادگیری ترکیبی (BlendedLearning)در آموزش گرافیک :مطالعه موردی کلاس های هنری دبیرستان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_2322

تاریخ نمایه سازی: 30 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد یادگیری ترکیبی (Blended Learning) در آموزش گرافیک و تبیین تاثیر آن بر پیشرفت تحصیلی، یادگیری مهارت های عملی و میزان مشارکت و انگیزش هنرجویان دبیرستانی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان رشته های هنری دبیرستان های دوره دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ تشکیل دادند که از میان آنان ۶۰ دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، هر گروه ۳۰ نفر، جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت هفته، علاوه بر آموزش حضوری، از محتوای دیجیتال، آموزش های ویدئویی، فعالیت های تعاملی برخط، تمرین های طراحی با نرم افزارهای گرافیکی و بازخورد الکترونیکی استفاده کرد، در حالی که گروه گواه آموزش متعارف حضوری را دریافت نمود. برای گردآوری داده ها از آزمون پیشرفت تحصیلی و عملکردی گرافیک، مقیاس انگیزش یادگیری و چک لیست ارزیابی مهارت های عملی استفاده شد که روایی محتوایی ابزارها با نظر متخصصان تایید و ضرایب آلفای کرونباخ برای مقیاس انگیزش و چک لیست به ترتیب ۰/۸۷ و ۰/۸۴ به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد، پس از کنترل اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در پیشرفت تحصیلی گرافیک (F=۱۸/۶۴، p<۰/۰۰۱، η²=۰/۲۵)، مهارت های عملی (F=۲۱/۳۷، p<۰/۰۰۱، η²=۰/۲۸)، انگیزش یادگیری (F=۱۴/۸۲، p<۰/۰۰۱، η²=۰/۲۱) و مشارکت آموزشی (F=۱۱/۹۶، p=۰/۰۰۱، η²=۰/۱۸) وجود دارد. میانگین تعدیل شده عملکرد گرافیکی گروه یادگیری ترکیبی ۸۷/۴۲ در برابر ۷۷/۶۸ در گروه گواه و میانگین انگیزش آنان به ترتیب ۴/۱۸ و ۳/۵۱ گزارش شد. همچنین یافته ها نشان داد استفاده هم زمان از آموزش حضوری و فعالیت های دیجیتال، امکان تمرین مستمر، دریافت بازخورد سریع و دسترسی انعطاف پذیر به منابع آموزشی را افزایش داده و در نتیجه به بهبود یادگیری مفهومی و مهارتی دانش آموزان کمک می کند. بر اساس یافته های پژوهش، یادگیری ترکیبی در آموزش گرافیک صرفا جایگزینی برای آموزش حضوری نیست، بلکه می تواند به عنوان یک الگوی مکمل برای پیوند دادن آموزش نظری، تجربه عملی و یادگیری دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد. ازاین رو، بازطراحی برنامه های درسی هنر، توانمندسازی دبیران در طراحی محتوای چندرسانه ای و فراهم سازی زیرساخت های دیجیتال می تواند زمینه استفاده موثرتر از این رویکرد را در آموزش هنر و گرافیک دبیرستان فراهم سازد.

نویسندگان

کتایون حلیمی

کارشناسی، راهنمایی و مشاوره