بررسی کارآمدی یادگیری مشارکتی در تقویت مهارت حل مسئله در کلاس ریاضی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_2288

تاریخ نمایه سازی: 30 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی کارآمدی یادگیری مشارکتی در تقویت مهارت حل مسئله در کلاس ریاضی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی مدارس دولتی یک شهرستان در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ تشکیل دادند که از میان آنان ۶۰ دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه شامل ۳۰ نفر، جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت هفته و در ۱۶ جلسه ۴۵ دقیقه ای، محتوای منتخب ریاضی را بر اساس الگوی یادگیری مشارکتی و با تاکید بر تشکیل گروه های ناهمگن، تقسیم نقش، حل مسئله گروهی، بحث و تبادل نظر، ارائه راه حل های متفاوت و بازخورد همتایان آموزش دید، در حالی که گروه کنترل آموزش معمول کلاس را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها، آزمون مهارت حل مسئله ریاضی متناسب با محتوای پایه پنجم بود که بر اساس مولفه های درک مسئله، طراحی راهبرد، اجرای راهبرد و بررسی و تعمیم راه حل تدوین شد. روایی محتوایی آزمون با استفاده از نظر ۸ نفر از متخصصان آموزش ریاضی و علوم تربیتی تایید شد و پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ ۰/۸۷ به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و از طریق شاخص های توصیفی، آزمون شاپیرو–ویلک، آزمون لوین و تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد پس از کنترل اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری بین عملکرد دو گروه در مهارت کلی حل مسئله وجود دارد (F(۱,۵۷)=۲۸/۶۴، p<۰/۰۰۱، η²=۰/۳۳۴)؛ به گونه ای که میانگین تعدیل شده گروه یادگیری مشارکتی ۲۶/۸۵ و گروه کنترل ۲۱/۳۷ به دست آمد. همچنین، اثر آموزش مشارکتی بر مولفه های درک مسئله (F=۱۹/۷۲، p<۰/۰۰۱)، طراحی راهبرد (F=۲۴/۱۶، p<۰/۰۰۱)، اجرای راهبرد (F=۱۷/۸۳، p<۰/۰۰۱) و بررسی و تعمیم راه حل (F=۲۱/۴۹، p<۰/۰۰۱) معنادار بود. اندازه اثر کلی نشان داد حدود ۳۳ درصد از واریانس تفاوت عملکرد پس آزمون دانش آموزان به اثر مداخله آموزشی مربوط می شود. یافته ها بیانگر آن است که یادگیری مشارکتی، از طریق فراهم کردن فرصت برای توضیح فرایندهای فکری، مقایسه راهبردهای حل مسئله، دریافت بازخورد از همسالان و مشارکت فعال در تصمیم گیری ریاضی، می تواند فراتر از انتقال صرف مفاهیم، فرایندهای شناختی مرتبط با حل مسئله را تقویت کند. بر این اساس، استفاده هدفمند از ساختارهای یادگیری مشارکتی در آموزش ریاضی دوره ابتدایی می تواند به عنوان راهبردی موثر برای گذار از آموزش حافظه محور به یادگیری مفهومی و مسئله محور مورد توجه معلمان، مدیران مدارس و برنامه ریزان درسی قرار گیرد.

نویسندگان

منصور محمودی مقدم

کارشناسی ارشد،ریاضی،دبیر