بررسی تحولات تاریخی مفهوم «مرجعیت» در سده های اخیر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_2286

تاریخ نمایه سازی: 30 مرداد 1405

چکیده مقاله:

مفهوم «مرجعیت» در اندیشه شیعی، به ویژه در سده های اخیر، از یک جایگاه صرفا فقهی و آموزشی به نهادی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با کارکردهای گسترده تر تبدیل شده است. این تحول، نتیجه پیوند میان تحولات درونی حوزه های علمیه، تغییرات ساختار قدرت سیاسی، گسترش ارتباطات، رشد چاپ و نشر، شکل گیری دولت-ملت مدرن، استعمار خارجی و نیز افزایش انتظارات اجتماعی از فقیه جامع الشرایط بوده است. در سده های گذشته، مرجعیت بیش تر به معنای رجوع مومنان به فقیه اعلم در مسائل شرعی شناخته می شد، اما با گذر زمان، این نهاد علاوه بر پاسخگویی به مسائل عبادات و معاملات، در حوزه هایی مانند عدالت خواهی، دفاع از استقلال سیاسی، سامان دهی اجتماعی، هدایت فرهنگی و واکنش به بحران های عمومی نیز نقش آفرین شد. از همین رو، بررسی تاریخی مرجعیت تنها مطالعه یک اصطلاح فقهی نیست، بلکه مطالعه یک نهاد دینی-اجتماعی است که در بستر تحولات تاریخی، صورت های تازه ای یافته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای فارسی، روند دگرگونی مفهوم مرجعیت را در سده های اخیر بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که مرجعیت در دوره متاخر، از صورت پراکنده و غیرمتمرکز به سوی نوعی تمرکز نسبی در شخص یا اشخاص برجسته حرکت کرده و به تدریج، در کنار بعد علمی، واجد نفوذ اجتماعی و اعتبار عمومی شده است. همچنین روشن می شود که مرجعیت در دوره معاصر، بیش از هر زمان دیگری در معرض انتظارهای متنوع جامعه قرار گرفته و همین امر موجب گسترش دامنه مسئولیت های آن شده است. در نتیجه، مرجعیت امروز را باید نهادی پویا دانست که هم ریشه در سنت فقهی دارد و هم از تحولات تاریخی و اجتماعی اثر پذیرفته است.

نویسندگان

لیلا دولیخانی

کارشناسی ارشد تاریخ تشیع دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب، تهران، دبیر متوسطه دوم