نقش نظریه مبارزه طبقاتی مارکس در فهم تحولات اجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_2221

تاریخ نمایه سازی: 30 مرداد 1405

چکیده مقاله:

نظریه مبارزه طبقاتی یکی از بنیادی ترین مفاهیم در اندیشه کارل مارکس و یکی از مهم ترین چارچوب های نظری در جامعه شناسی تاریخی و تحلیل تحولات اجتماعی به شمار می رود. مارکس بر این باور بود که ساختارهای اجتماعی در طول تاریخ تحت تاثیر تضاد میان طبقات اجتماعی شکل گرفته و دگرگونی های اساسی جوامع، نتیجه کشمکش میان گروه هایی است که جایگاه های متفاوتی در نظام تولید و توزیع منابع دارند. از دیدگاه مارکس، تاریخ جوامع انسانی را می توان تا حد زیادی تاریخ منازعه میان طبقات مسلط و طبقات فرودست دانست؛ زیرا گروه هایی که مالک ابزارهای تولید هستند، معمولا قدرت اقتصادی و سیاسی بیشتری در اختیار دارند و در مقابل، گروه های فاقد مالکیت برای تغییر شرایط موجود تلاش می کنند.پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نظریه مبارزه طبقاتی مارکس در فهم تحولات اجتماعی انجام شده است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، تلاش می کند جایگاه این نظریه را در تبیین تغییرات اجتماعی، انقلاب ها، نابرابری ها و روابط قدرت بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه برخی جنبه های نظریه مارکس، به ویژه تاکید او بر نقش تعیین کننده اقتصاد و تقلیل برخی پدیده های اجتماعی به مناسبات تولید، مورد نقد قرار گرفته است، اما مفهوم تضاد طبقاتی همچنان یکی از ابزارهای مهم برای تحلیل نابرابری، توزیع قدرت، شکل گیری جنبش های اجتماعی و تحولات سیاسی محسوب می شود. اندیشه مارکس همچنین زمینه ساز شکل گیری بسیاری از نظریه های جدید درباره قدرت، سرمایه داری، جهانی شدن و عدالت اجتماعی شده است.

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شیراز