مرور سیستماتیک کاربردهای هوش مصنوعی در شناسایی و تفکیک خودکار پسماند: چالش ها و چشم اندازها
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASGC10_093
تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405
چکیده مقاله:
طراحی رشد روزافزون جمعیت و شهرنشینی سریع، تولید سالانه پسماند جامد شهری را تا سال ۲۰۵۰ به ۳.۴ میلیارد تن خواهد رساند که نسبت به سال ۲۰۱۶ افزایشی ۶۲ درصدی را نشان می دهد. این حجم عظیم پسماند، فشار بی سابقه ای بر اکوسیستم های طبیعی، منابع آب و خاک و سلامت عمومی وارد کرده است. روش های سنتی مدیریت پسماند مانند دفن غیربهداشتی و سوزاندن روباز، پاسخگوی این حجم از تولید پسماند نیستند. از این رو، ضرورت بهره گیری از فناوری های نوین در زنجیره مدیریت پسماند، به ویژه در مرحله شناسایی و جداسازی، بیش از پیش احساس می شود. هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های تحول آفرین عصر صنعت ۴.۰، توانسته است انقلابی در فرآیند شناسایی و تفکیک پسماند ایجاد کند. سیستم های مبتنی بر بینایی کامپیوتر و شبکه های عصبی عمیق، قادر به تشخیص خودکار انواع پسماند از جمله پلاستیک، شیشه، کاغذ، فلز و پسماندهای آلی با دقتی فراتر از روش های دستی هستند. این فناوری ها نه تنها سرعت پردازش را افزایش می دهند، بلکه خطای انسانی را نیز به حداقل می رسانند. مطالعات تجربی نشان داده اند که مدل های هوش مصنوعی می توانند دقتی بین ۸۵ تا ۹۵ درصد در طبقه بندی پسماندها از خود نشان دهند. با وجود دستاوردهای چشمگیر، بهره گیری از هوش مصنوعی در شناسایی و بازیافت پسماند با چالش های قابل توجهی مواجه است. شکاف بین دقت بالای مدل ها در محیط های آزمایشگاهی کنترل شده و عملکرد آن ها در شرایط واقعی صنعتی، یکی از مهم ترین موانع پیش رو است. علاوه بر این، هزینه های بالای تجهیزات سخت افزاری، کمبود مجموعه داده های استاندارد و متنوع، و مسائل مربوط به حفظ حریم خصوصی داده ها از دیگر چالش های اساسی محسوب می شوند. این مسائل ضرورت بررسی دقیق تر ابعاد مختلف این فناوری را ایجاب می کند. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی به بررسی ابعاد مختلف کاربست هوش مصنوعی در فرآیند شناسایی و بازیافت پسماند می پردازد. در این راستا، ابتدا مفاهیم پایه و تعاریف کلیدی ارائه شده، سپس پیشینه تحقیقاتی مرور می گردد. در ادامه، فناوری های اصلی از جمله شبکه های عصبی پیچشی (CNN)، الگوریتم های YOLO و سامانه های بینایی ماشین تشریح می شود. مزایا و معایب این رویکردها نیز به طور نظام مند بررسی خواهد شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که علی رغم چالش های موجود، بهره گیری از هوش مصنوعی می تواند نرخ بازیافت را تا ۳۰ درصد افزایش، هزینه های عملیاتی را کاهش و آلودگی های ناشی از دفع نامناسب پسماند را به طور قابل ملاحظه ای بکاهد. با این حال، موفقیت در این مسیر مستلزم توسعه زیرساخت های داده ای، سرمایه گذاری هدفمند، تدوین چارچوب های نظارتی مناسب و تقویت همکاری های بین رشته ای است. همچنین بومی سازی الگوریتم ها متناسب با ترکیب پسماند هر منطقه، نقشی کلیدی در کارایی این سیستم ها ایفا می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بابک غفورپور
مهندسی منابع طبیعی (گرایش محیط زیست)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز