تبیین الگوهای منظر شهری بیوفیلیک و تاثیر آن بر کیفیت زندگی شهروندان (نمونه مطالعاتی حدفاصل بلوار ارم و شهرداری مهرشهر کرج)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASGC10_010

تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در عصر حاضر، توجه به منظر شهری به شدت مورد اهمیت قرار گرفته است. عدم توجه به همزیستی موثر میان انسان و طبیعت و کنار گذاشتن استراتژی های بیوفیلیک در طراحی شهری به ناتوانی در برآوردن نیازهای روان شناختی و رفتاری شهروندان منجر شده است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل الگوی بازسازی منظر شهرهای بیوفیلیک و تاثیر آن بر رفتار شهروندان و ارتقای کیفیت زندگی آنان می باشد. سوال اصلی تحقیق بدین شکل مطرح شده است چگونه می توان الگوهای منظر شهری بیوفیلیک را در راستای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان در مهرشهر کرج تبیین کرد؟ روش تحقیق در این پژوهش به صورت ترکیبی از روش های کیفی و کمی انجام شده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی از جمله پرسشنامه و مصاحبه های نیمه ساختار یافته جمع آوری شده اند. جامعه آماری شامل ۳۵۷ نفر از افراد عبوری در مهرشهر کرج است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. همچنین ۵۰ نفر از صاحب نظران منظر شهری بیوفیلیک به عنوان مصاحبه شوندگان برگزیده شدند. تحلیل داده های پرسشنامه با استفاده از آزمون تی، تست واریانس یک طرفه، همبستگی و تحلیل عاملی تاییدی انجام شد. برای داده های مصاحبه نیز از روش دلفی و کدگذاری، باز محوری و انتخابی استفاده گردید. یافته ها نشان داد که بر اساس نتایج آزمون T-Test و تحلیل واریانس یک طرفه متغیرهای مربوط به طبیعت در فضا آنالوگ های طبیعی و ارتباط مردم با طبیعت تفاوت ندارند. معناداری در ادامه تحلیل عاملی نشان داد که شاخص هایی چون قابل مشاهده بودن منابع طبیعی و احیای منابع طبیعی در فضا مصالح طبیعی در آنالوگ های طبیعی و ارتباط مردم با طبیعت اولویت دارند. نتایج نشان می دهد که بازسازی منظر شهری با اصول بیوفیلیک نه تنها یک تحول فیزیکی است بلکه به تغییرات عمیق در روان شناسی جمعی منجر می شود و می تواند شهر را از یک «منبع تهدید روانی» به یک «اکوسیستم درمانگر» تبدیل کند. این دگرگونی در نهایت می تواند رفتارهای فردی و جمعی را تغییر دهد و با تقویت ارتباط حسی با طبیعت شهروندان را به کنشگران موثر محیطی بدل کند. بنابراین موفقیت این رویکرد به ایجاد فضاهایی وابسته است که غریزه ارتباط با طبیعت را بیدار کرده و به رفتارهای پایدار اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی منجر می شود.

نویسندگان

زهرا گلچین

دانشجوی دکتری تخصصی گروه معماری واحد نور، دانشگاه آزاد اسلامی، نور، ایران

مهدی زندیه

گروه معماری دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، ایران

اکرم خلیلی

گروه معماری واحد نور، دانشگاه آزاد اسلامی، نور، ایران