واکاوی نقش هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در بازآفرینی تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EICLC01_065

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هوش مصنوعی مولد (Generative AI) به عنوان یکی از تاثیرگذارترین فناوری های عصر حاضر، مرزهای آموزش و یادگیری را به طور بنیادین دگرگون ساخته و همزمان با ایجاد فرصت های بی نظیر برای شخصی سازی یادگیری و دسترسی به اطلاعات، چالش های جدی را نیز در حوزه های تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی دانش آموزان پدید آورده است. مقاله مروری حاضر با هدف واکاوی نقش هوش مصنوعی مولد در بازآفرینی تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی دانش آموزان نگارش یافته است. بدین منظور، با جستجوی جامع در پایگاه های معتبر علمی نظیر Scopus، Web of Science، ERIC و Google Scholar، مقالات و منابع مرتبط در بازه زمانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های این مرور نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد با قابلیت های شگفت انگیز خود در تولید محتوای متنی، تصویری و شنیداری، می تواند به عنوان یک «مربی تفکر» و «همیار یادگیری» عمل کرده و با طراحی فعالیت های یادگیری مبتنی بر مسئله، تحلیل خروجی های هوش مصنوعی، و بازاندیشی فراشناختی، به پرورش تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی دانش آموزان کمک نماید .با این حال، پژوهش ها هشدار می دهند که استفاده غیرانتقادی و بی رویه از این ابزارها، با ایجاد توهم تسلط کاذب و کاهش تلاش شناختی، می تواند به تضعیف مهارت های تفکر انتقادی و وابستگی بیش از حد به خروجی های ماشینی منجر شود .چارچوب های نوین سواد هوش مصنوعی، از جمله چارچوب AILit که با حمایت OECD و کمیسیون اروپا تدوین شده است، بر چهار حوزه کلیدی «درگیر شدن با هوش مصنوعی»، «ایجاد با هوش مصنوعی»، «مدیریت هوش مصنوعی» و «شکل دهی به هوش مصنوعی» تاکید دارند و توسعه مهارت های فراشناختی، قضاوت اخلاقی و تفکر انتقادی را در کانون توجه قرار می دهند . همچنین، رویکردهای عملی نظیر فعالیت های طراحی محور، تحلیل خروجی های هوش مصنوعی، یادگیری مبتنی بر همکاری و نقشه سازی مفهومی، به عنوان راهکارهای موثر در ارتقای تفکر انتقادی در تعامل با هوش مصنوعی شناسایی شده اند.نتیجه گیری نهایی آنکه هوش مصنوعی مولد نه به خودی خود می تواند تفکر انتقادی را بازآفرینی کند و نه آن را تضعیف می نماید، بلکه نحوه طراحی آموزشی، چارچوب های حمایتی، و رویکردهای تربیتی تعیین کننده نقش این فناوری در توسعه یا افول مهارت های تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی دانش آموزان است و بنابراین، سرمایه گذاری بر آموزش معلمان، تدوین چارچوب های سواد هوش مصنوعی، و طراحی فعالیت های یادگیری هدفمند، به عنوان پیش نیازهای اساسی تحقق پتانسیل مثبت این فناوری در آموزش و پرورش محسوب می شوند.

نویسندگان

کبری فرخی مهر

کارشناسی روانشناسی عمومی، دانشگاه پیام نور کرج

نسرین خسرو قوچانی

کارشناسی آموزش ابتدایی

عالیه مهدی نژاد خامنه

کارشناسی علوم تربیتی

لیلا رمضانی

کارشناسی الهیات( علوم قرآن وحدیث )دانشگاه یزد