تاثیر یادگیری مشارکتی بر رشد هوش اجتماعی و عاطفی دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 61
فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EICLC01_022
تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405
چکیده مقاله:
یادگیری مشارکتی یکی از رویکردهای موثر در فرایند آموزش و یادگیری است که با انتقال کانون یادگیری از فعالیت های صرفا فردی به تعامل هدفمند میان یادگیرندگان، زمینه مناسبی برای رشد ابعاد مختلف توانمندی های شناختی، اجتماعی و عاطفی آنان فراهم می کند. در محیط های آموزشی، کیفیت روابط میان دانش آموزان، میزان مشارکت آنان در فعالیت های گروهی، توانایی برقراری ارتباط، درک دیدگاه دیگران، مدیریت هیجان ها و مسئولیت پذیری اجتماعی، از جمله عواملی هستند که می توانند بر کیفیت یادگیری و سازگاری دانش آموزان با محیط مدرسه تاثیر بگذارند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر یادگیری مشارکتی بر رشد هوش اجتماعی و عاطفی دانش آموزان و تبیین سازوکارهای موثر بر این رابطه انجام شده است. پژوهش با رویکرد مروری تحلیلی و با بهره گیری از مبانی نظری و یافته های پژوهش های مرتبط در حوزه یادگیری مشارکتی، تعامل اجتماعی، رشد عاطفی و شایستگی های اجتماعی دانش آموزان انجام شده است. تحلیل منابع نشان می دهد که یادگیری مشارکتی، از طریق ایجاد فرصت برای گفت وگو، همکاری، تصمیم گیری مشترک، حل مسئله، تبادل دیدگاه، دریافت و ارائه بازخورد و تجربه مسئولیت مشترک، می تواند زمینه رشد مهارت های اجتماعی و عاطفی دانش آموزان را تقویت کند. همچنین، تعامل مستمر با همسالان در موقعیت های یادگیری گروهی، فرصت هایی واقعی برای تمرین همدلی، خودآگاهی، خودتنظیمی، ارتباط موثر، مدیریت تعارض و مسئولیت پذیری فراهم می آورد. یافته های تحلیلی پژوهش بیانگر آن است که اثربخشی یادگیری مشارکتی صرفا به تشکیل گروه های دانش آموزی وابسته نیست، بلکه به کیفیت طراحی فعالیت ها، توزیع مسئولیت، نقش آفرینی معلم، فضای عاطفی کلاس، فرصت برابر برای مشارکت و نحوه مدیریت تعاملات گروهی بستگی دارد. بر پایه این یافته ها، چارچوبی راهبردی برای بهره گیری هدفمند از یادگیری مشارکتی در جهت تقویت هوش اجتماعی و عاطفی دانش آموزان پیشنهاد می شود که بر پیوند میان مشارکت فعال، تعامل سازنده، خودآگاهی، همدلی، خودتنظیمی، ارتباط موثر و مسئولیت پذیری اجتماعی استوار است. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که یادگیری مشارکتی، در صورت طراحی و اجرای اصولی، فراتر از یک روش آموزشی برای انتقال محتوا عمل کرده و می تواند به عنوان بستری تربیتی برای پرورش دانش آموزانی توانمند در برقراری روابط سالم، مدیریت هیجان ها، همکاری با دیگران و مواجهه سازنده با مسائل اجتماعی و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه پناهی
کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی – کارشناسی زبان انگلیسی، دبیر رسمی آموزش و پرورش –درس زبان انگلیسی