بازتعریف سواد هوش مصنوعی در مدرسه برای حفظ عاملیت و استقلال فکری دانش آموز

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_2278

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

ورود هوش مصنوعی مولد به زندگی روزمره دانش آموزان، یکی از پیش فرض های بنیادین آموزش را با تغییر مواجه کرده است: دانش آموز دیگر صرفا با مسئله «دسترسی به اطلاعات» روبه رو نیست، بلکه با محیطی مواجه است که می تواند در چند ثانیه برای پرسش های او پاسخ، استدلال، خلاصه، تصویر و محتوای آموزشی تولید کند. در چنین شرایطی، مسئله اساسی مدرسه دیگر آموزش چگونگی یافتن پاسخ نیست؛ بلکه پرورش توانایی تشخیص اعتبار پاسخ، پرسشگری، ارزیابی شواهد، تشخیص خطا و تصمیم گیری مستقل است. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف مفهوم سواد هوش مصنوعی در مدرسه و تبیین نسبت آن با عاملیت، تفکر انتقادی و استقلال فکری دانش آموزان انجام شده است.این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش تحلیل مفهومی اسنادی، بر پایه بررسی مطالعات مرتبط با سواد هوش مصنوعی، تفکر انتقادی، سواد اطلاعاتی، یادگیری دیجیتال و آموزش اخلاقی فناوری انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سواد هوش مصنوعی را نمی توان به توانایی کار با ابزارها، نوشتن دستورهای مناسب یا تولید محتوای سریع محدود کرد. دانش آموز برخوردار از سواد هوش مصنوعی باید بتواند میان «خروجی قابل قبول» و «گزاره درست»، میان «اطلاعات» و «دانش» و میان «کمک گرفتن» و «واگذار کردن فرایند اندیشیدن» تمایز ایجاد کند.تحلیل یافته ها نشان می دهد که استفاده بدون چارچوب تربیتی از هوش مصنوعی می تواند فرایند یادگیری را با نوعی «برون سپاری شناختی» مواجه سازد؛ وضعیتی که در آن بخشی از فعالیت های جست وجو، تحلیل، استدلال و تولید ایده به سامانه هوشمند واگذار می شود و دانش آموز ممکن است بدون آنکه فرایند فکری لازم را طی کرده باشد، به پاسخ نهایی دست یابد. با این حال، همین فناوری در صورت استفاده هدفمند می تواند به محیطی برای تقویت تفکر انتقادی تبدیل شود؛ به شرط آنکه دانش آموز صرفا مصرف کننده پاسخ نباشد، بلکه خروجی هوش مصنوعی را موضوع پرسش، آزمون، مقایسه و نقد قرار دهد.بر این اساس، سواد هوش مصنوعی در مدرسه باید از چهار سطح به هم پیوسته تشکیل شود: شناخت فناوری، ارزیابی خروجی، بازسازی و اصلاح محتوا و تصمیم گیری مسئولانه. در این چارچوب، دانش آموز باید بیاموزد که پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی نقطه پایان فرایند یادگیری نیست، بلکه نقطه آغاز بررسی و داوری است. فعالیت هایی مانند یافتن خطاهای پاسخ های الگوریتمی، مقایسه خروجی هوش مصنوعی با منابع معتبر، دفاع از یک استدلال مستقل و بازنویسی انتقادی محتوای تولیدشده می تواند این رویکرد را در عمل تقویت کند.نتایج پژوهش نشان می دهد که هدف نهایی آموزش سواد هوش مصنوعی، تربیت دانش آموزانی نیست که صرفا بتوانند با فناوری سریع تر و حرفه ای تر کار کنند؛ بلکه پرورش «داوران آگاه فناوری» است؛ دانش آموزانی که در مواجهه با محتوای تولیدشده توسط الگوریتم، نه به طور خودکار آن را می پذیرند و نه صرفا به دلیل ماشینی بودن آن را رد می کنند، بلکه با تکیه بر شواهد، استدلال، دانش پیشین و قضاوت اخلاقی درباره آن تصمیم می گیرند. از این منظر، سواد هوش مصنوعی را باید بخشی از تربیت فکری دانش آموز دانست؛ تربیتی که در آن فناوری در خدمت گسترش توانایی اندیشیدن قرار می گیرد، نه جایگزین آن.

نویسندگان

زینب چک

دبیر رسمی آموزش و پرورش

فرحناز انصاری

دبیر رسمی آموزش و پرورش

زحل کهنی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

مهشید خوارزمی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

محبوبه عزیزی

دبیر رسمی آموزش و پرورش