از مولف تا معمار معنا: بازاندیشی در خلاقیت، اصالت و عاملیت ادبی در عصر هوش مصنوعی مولد
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF02_2272
تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405
چکیده مقاله:
ظهور هوش مصنوعی مولد، ادبیات را با مسئله ای مواجه ساخته است که فراتر از ورود یک ابزار فناورانه جدید به فرایند نوشتن قرار دارد. هنگامی که یک سامانه هوشمند قادر است متنی منسجم، استعاری و از نظر سبک شناختی مشابه آثار انسانی تولید کند، مفاهیمی همچون مولف، خلاقیت، اصالت و مالکیت معنا دیگر نمی توانند صرفا بر اساس رابطه سنتی میان «نویسنده» و «متن» تبیین شوند. مسئله اساسی این پژوهش آن است که در فرایند تولید ادبی با مشارکت هوش مصنوعی، جایگاه انسان چگونه بازتعریف می شود و آیا تولید متن توسط الگوریتم را می توان معادل آفرینش ادبی دانست؟پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مفهومی اسنادی انجام شده و با بهره گیری از مباحث نظری مرتبط با مولف، خلاقیت، زیبایی شناسی، ادبیات دیجیتال و هوش مصنوعی مولد، نسبت میان انسان، الگوریتم و اثر ادبی را بررسی می کند. در این تحلیل، تولید ادبی هوش مصنوعی نه صرفا از منظر توانایی فنی در ساخت جمله و بازتولید سبک، بلکه از منظر فرایند شکل گیری معنا، تجربه زیسته، قصد مولف، انتخاب آگاهانه و زمینه فرهنگی اثر مورد توجه قرار گرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد می تواند در ترکیب الگوهای زبانی، بازآفرینی ساختارهای ادبی و تولید روایت های متنوع، عملکردی پیچیده و گاه شگفت انگیز داشته باشد؛ اما این توانایی به تنهایی برای نسبت دادن «عاملیت ادبی» به ماشین کافی نیست. الگوریتم می تواند متن تولید کند، اما تولید متن با تجربه کردن جهان، داشتن خاطره، زیستن یک موقعیت و نسبت دادن معنای شخصی به آن یکسان نیست. از این منظر، مسئله اصلی در ادبیات هوش مصنوعی نه تشخیص اینکه «انسان بهتر می نویسد یا ماشین»، بلکه تعیین جایگاه انسان در فرایند شکل گیری معناست.تحلیل مفهومی همچنین نشان می دهد که حضور هوش مصنوعی مفهوم مولف را حذف نمی کند، بلکه آن را از «تولیدکننده مستقیم متن» به «طراح، انتخاب گر، هدایت کننده، ویرایشگر و معناپرداز» گسترش می دهد. در این وضعیت، اصالت اثر نیز بیش از آنکه صرفا به منشا تولید کلمات وابسته باشد، به میزان عاملیت، انتخاب، قصد، بازآفرینی و مسئولیت انسانی در فرایند خلق اثر ارتباط پیدا می کند. در نتیجه، می توان از شکل گیری نوعی «مولف هیبریدی» سخن گفت که در آن متن حاصل تعامل میان توانایی محاسباتی ماشین و قضاوت، تجربه و قصد انسانی است.از سوی دیگر، تولید انبوه متن توسط سامانه های هوشمند می تواند مرز میان آفرینش و بازترکیب، نوآوری و تقلید و اثر اصیل و متن الگوریتمی را پیچیده تر کند. در مقابل، همین فناوری می تواند با فراهم کردن امکان آزمایش زبانی، خلق پیش نویس های متعدد، ترکیب سبک ها و گسترش ابزارهای بیان، ظرفیت های تازه ای برای تجربه گرایی ادبی ایجاد کند. بنابراین، آینده ادبیات نه در حذف مولف انسانی و نه در نفی تولید ماشینی، بلکه در بازتعریف رابطه میان عاملیت انسانی، ظرفیت الگوریتمی و معنای اثر شکل خواهد گرفت.بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود مواجهه با ادبیات تولیدشده توسط هوش مصنوعی از سطح پرسش «آیا ماشین می تواند بنویسد؟» فراتر رود و به پرسش بنیادی تر «چه کسی، با چه قصدی و بر اساس چه تجربه ای معنا می آفریند؟» منتقل شود. بر این اساس، سواد ادبی در عصر هوش مصنوعی باید علاوه بر مهارت خواندن و نقد متن، توانایی تشخیص فرایند تولید، ارزیابی میزان عاملیت انسانی، تحلیل اصالت و فهم نسبت میان الگوریتم و معنا را نیز دربرگیرد.
کلیدواژه ها:
هوش مصنوعی مولد ، مولف ، عاملیت ادبی ، خلاقیت ، اصالت اثر ، ادبیات دیجیتال ، زیبایی شناسی ، آفرینش ادبی ، مولف هیبریدی
نویسندگان
شهین مختاری
دبیر رسمی آموزش و پرورش
زحل کهنی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
فرحناز انصاری
دبیر رسمی آموزش و پرورش
مهشید خوارزمی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
گلشن مسکینی
دبیر رسمی آموزش و پرورش