وقتی الگوریتم می نویسد؛ بازاندیشی مفهوم مولف، خلاقیت و اصالت در ادبیات عصر هوش مصنوعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_2209

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

گسترش ابزارهای مولد هوش مصنوعی، مفهوم سنتی آفرینش ادبی را با پرسش های تازه ای مواجه کرده است. در گذشته، تولید یک اثر ادبی عمدتا با تجربه زیسته، تخیل، حافظه، زبان و جهان ذهنی نویسنده پیوند داشت؛ اما امروزه سامانه های هوشمند قادرند در مدت کوتاهی شعر، داستان، نثر ادبی و گونه های مختلف متون خلاقانه را تولید کنند. این تحول، صرفا یک تغییر فناورانه در ابزار تولید متن نیست، بلکه پرسش هایی بنیادین درباره معنای نویسندگی، جایگاه خلاقیت، مفهوم اصالت و نسبت میان تجربه انسانی و تولید ماشینی ایجاد کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جایگاه «مولف» و مفهوم خلاقیت ادبی در مواجهه با تولیدات هوش مصنوعی و بررسی چالش های فرهنگی و زیبایی شناختی ناشی از این تحول انجام شده است.این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مفهومی و اسنادی انجام گرفت. برای این منظور، مطالعات مرتبط با نظریه مولف، خلاقیت ادبی، ادبیات دیجیتال و هوش مصنوعی مولد بررسی و ویژگی های متون ادبی تولیدشده توسط سامانه های هوشمند از منظر ساختار، زبان، تخیل، عاطفه و رابطه با تجربه انسانی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند در بازتولید الگوهای زبانی و ترکیب عناصر ادبی عملکردی چشمگیر داشته باشد، اما تولید متن به تنهایی لزوما به معنای تجربه کردن، زیستن و آفرینش هنری به معنای انسانی آن نیست. در این میان، مفهوم مولف از جایگاه تولیدکننده مستقیم متن به نقشی پیچیده تر شامل ایده پردازی، انتخاب، هدایت، بازبینی و معناپردازی تغییر می یابد.تحلیل یافته ها همچنین نشان داد که مواجهه با ادبیات تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مرز میان «اثر اصیل» و «اثر تولیدشده با ابزار» را پیچیده تر کرده است. از یک سو، این فناوری می تواند امکان تجربه گرایی، آزمودن سبک های مختلف و دسترسی گسترده تر به فرایند تولید ادبی را فراهم کند؛ از سوی دیگر، تولید انبوه متون مشابه، بازتولید کلیشه های زبانی و کاهش اهمیت تجربه زیسته نویسنده می تواند به یکنواختی بخشی از فضای ادبی منجر شود. بر این اساس، مسئله اصلی آینده ادبیات، رقابت ساده میان انسان و ماشین نیست، بلکه بازتعریف رابطه میان خلاقیت انسانی، ابزارهای هوشمند و ارزش هنری اثر است.نتایج پژوهش بر ضرورت تقویت سواد ادبی و هوش مصنوعی، آموزش شیوه نقد متون تولیدشده توسط الگوریتم ها و حفظ جایگاه تجربه، تخیل و نگاه انسانی در فرایند آفرینش ادبی تاکید دارد. در چنین رویکردی، هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری برای گسترش امکانات آفرینش ادبی مورد استفاده قرار گیرد، بدون آنکه معیارهای انسانی معنا، تجربه و اصالت در ادبیات به حاشیه رانده شوند.

نویسندگان

مریم سادات صدر قائنی

دبیر رسمی آموزش و پرورش