اخلاق حرفه ای در مدیریت آموزشگاهی و پیامدهای آن بر عدالت آموزشی ادراک شده توسط دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF02_2110
تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مدیریت آموزشگاهی به عنوان ستون فقرات نظام تعلیم و تربیت، نقشی تعیین کننده در شکل گیری تجارب زیسته دانش آموزان دارد و کیفیت آن می تواند مسیر حیات تحصیلی و حتی آینده اجتماعی یک نسل را دگرگون سازد. این پژوهش با هدف واکاوی اخلاق حرفه ای در مدیریت آموزشگاهی و پیامدهای آن بر عدالت آموزشی ادراک شده توسط دانش آموزان تدوین شده است و تلاش می کند به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که چگونه منش و رفتار مدیر مدرسه، تصویر ذهنی دانش آموز از مفاهیم حق، انصاف و برابری را شکل می دهد. در دنیای پیچیده و متغیر کنونی که نهاد مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی در کانون تحولات فرهنگی، اقتصادی و فناورانه قرار گرفته است، ضرورت توجه به مولفه های اخلاقی در تصمیم گیری های مدیریتی بیش از پیش احساس می شود و غفلت از آن می تواند پیامدهای جبران ناپذیری بر سرمایه اجتماعی جامعه وارد آورد. روش تحقیق در این نوشتار به صورت توصیفی و تحلیلی با تکیه بر اسناد کتابخانه ای و مرور نظام مند ادبیات موضوع انجام گرفته است تا بتوان از دل مطالعات نظری و یافته های میدانی پژوهش های پیشین، تصویری منسجم از سازوکار تاثیرگذاری مدیریت اخلاقی بر ذهنیت دانش آموزان ارائه داد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میان رعایت اصول اخلاق حرفه ای از سوی مدیران شامل صداقت، مسئولیت پذیری، انصاف و شفافیت با میزان درک دانش آموزان از عدالت آموزشی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و هرگونه لغزش در این حوزه بلافاصله در ادراک دانش آموزان بازتاب می یابد. هنگامی که مدیران در فرآیند مدیریت خود بر مدار اخلاق حرکت می کنند، فضای مدرسه از حالت مکانیکی و اداری خارج شده و به محیطی مبتنی بر اعتماد، همدلی و کرامت انسانی تبدیل می شود که پیامد مستقیم آن افزایش انگیزه تحصیلی، سلامت روان و درک عمیق تر دانش آموزان از مفهوم عدالت در توزیع فرصت ها، منابع آموزشی و ارزیابی هاست. در مقابل، مدیریت فاقد اصول اخلاقی و مبتنی بر تبعیض، سلطه گری یا بی توجهی به کرامت فردی، به تدریج احساس بی عدالتی را در ذهن دانش آموز نهادینه کرده و او را به سمت بی اعتمادی و بی تفاوتی سوق می دهد. در نهایت، این پژوهش بر این باور است که عدالت آموزشی صرفا یک شاخص برنامه ریزی نیست، بلکه پدیده ای پویا و بین اذهانی است که در بستر روابط انسانی مدرسه جریان می یابد و پیشنهاد می دهد که برای بهبود شاخص های عدالت آموزشی، اخلاق حرفه ای نه تنها به عنوان یک دستورالعمل اداری، بلکه به عنوان هسته اصلی فرهنگ سازمانی در مدارس نهادینه شود و در فرآیند گزینش، آموزش و ارزشیابی مدیران جایگاهی راهبردی بیابد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
شهرزاد کیارستمی
مدیر مدرسه، کارشناسی ارشد مشاوره